تبليغاتX
خواندنی های روز

خواندنی های روز

اصفهان نصفه جهان

 
Entry for October 21, 2007 magnify

چرا اصفهان را اصفهان گفتند؟

در علت نامگذارى اصفهان وجوه مختلفى گفته‏ اند كه برخى به اساطیر شباهت دارد و پاره‏اى از گفته‏ها هم سند و دلیلى ندارد، مانند قصه سوزانیدن نمرود ابراهیم خلیل را، كه چون به اصفهانیان امر شد كه در سوزانیدن خلیل ‏الله شركت كنند و از قبول آن خوددارى كردند در باره آنها گفته شد: «اسپاه‏آن» یعنى آنها سواران خدایند. یا اینكه اصفهان از بناهاى اصبهان بن فلوج بن سام بن نوح(علیه‏السلام) است و یا در «روضات الجنات» آمده كه اینجا دریا بوده است و سلیمان(علیه‏السلام) به جن فرمان داد كه براى او در محل معروفى بنام گاوخوانى نقبى زدند و زمین آن خشك شد و در دامنه جنوبى آن رود بزرگ زنده‏رود جارى بود تا اینكه سلیمان(علیه‏السلام) با موكب وارد آنجا شد و از آب‏ و هواى آنجا لذت برد و لذا به وزیرش «آصف» به آنجا اشاره كرد و چون به بسیارى از لغات صحبت مى‏كرد به فارسى گفت آصف هان كه هان در فارسى اشاره به جاى نزدیك است و مقصود اینكه زمینى كه مى‏طلبیدم همین است، از این جهت آصف‏هان گفته شده است.

آنچه منطقى بنظر مى‏رسد وجه تسمیه‏اى است كه حمزه اصفهانى اختیار كرده و آن چنین است: لفظ اصبهان و اصفهان و اصفاهان از اسپاهان كه به معنى سپاه‏ها و لشگر است گرفته شده و اسپاه و اسپه نام لشگر است. از اینرو اصفهان را كه مركز سپاه بود. اسپاهان خوانده‏اند و چون مردم اصفهان از زمان كاوه آهنگر به سپاهى‏گرى شهرت داشتند و در دوره ساسانیان براى حمل درفش كاویانى فقط از وجود آن استفاده مى‏كردند و «اساوره»اى كه در بین تازیان شهرت دارد همان سواران برجسته مردم اصفهان هستند و لذا نام اصفهان كه معرب از كلمه اسپاهان است بر این شهر نهاده شده است.

واژه شناسی :

بر حسب دلالیل و اسنادی كه ارائه خواهیم كرد و در موارد مختلف هم به مناسبات مربوط به نام دیه ها گفته ایم اصفهان از ریشه كلمه « اصب » (صورت تازی واژه ) معادل « اسپ » (صورت قدیمی تر این كلمه در فارسی حاضر) و معادل «اسپه » اوستایی و فارسی باستان است . باید دانست كه اساساً نام « اسب » به صور مختلف در زبان فارسی بر نام شهر ها و دیه ها نهاده شده است . این كلمه ممكن است به صورت تركیبات « اسب » و یا « اسپ » و یا «اسف » (اسفه اصفهان ، اسفراین خراسان )غیره و یا «اصف» (اصفهان ، اصفهانك و غیره ) دیده شود . برای توضیح می توان گفت كه بجز نامهای اسفراین واسفدار و اسفرنگ و اسفرجان صدها واژه از این قبیل در دور وكنار ایران وجود دارد كه كلمه «اسف» به صور مختلف و حتی به صورت عربی اصفه آباد و اصفهانك و امثال اینها در آنها راه یافته است تا آنجا كه اینجانب تحقیق كرده ام در دور و كنار ایران بیشتر از حدود پنجاه محل با كلمات «اسب» ، «اسف» ، «اصف» ، آمده است و لازم نیست تاكید كنیم كه جزء اول نام «اسب» همان «فرس» عربی است . لازم نمی دانیم بجز اشاره ای موكداً توضیح دهیم كه اسب این حیوان شریف و نجیب مورد احتیاج و علاقه واحترام اقوام آریایی واجداد كهن ما بوده است و چون بحث ما در اینجا بیشتر راجع به تحقیقات لغوی است از این مسأله به اجمال در می گذریم باید دانست كه در زبان اوستایی اسب =اسپ از ماده «اسپا» می آید و به همین دلیل این نام را به صور مختلف شبیه به اصل بر روی دیه ها و محلها می بینیم در سنگ نوشته های داریوش بزرگ كلمه «اسب» آمده است وهمچنین واژه كلمه «اسب بار» به معنی «سوار» در آن سنگ نبشته دیده می شود در پهلوی كلمه «اسپ وار» و «اسب بار» و «اسوار» به معنی «سوار» وجود دارد . درصورت پهلوی «اسواران سالار» عنوان «رئیس سپاهیان سوار» بر حسب آیین لشكری ساسانیان وجود داشته و این همان كلمه ای است كه اعراب آن را گرفته اند و صورت فارسی آن «اسوار» به معنی «سوار» را به عربی برده و از آن به صورت جمع واژه «اساوره» را ساخته اند به هر حال این واژه هم در اوستایی و پارسی باستان وهم در پهلوی و فارسی حاضر و به صورتی كه گفته شد در زبان تازی نفوذ داشته و شایع بوده است .

در زبان فارسی حاضر كلمه «اسپ» با «پ» فارسی رایج نیست هر چند در صورت كهن تر زبان فارسی به صورت «اسپ» شایع بوده است و در شاهنامه هم به این صورت مكرر آمده است . اما در واژه های بسیاری كه در زبان فارسی حاضر رایج است آن را به صورت «اسپ» با «پ» فارسی می توان دید مثل كلمه «اسپریس» به معنی میدان اسب سواری و كلمه «اسپست» به معنای یونجه (خوراك اسب ) و «اسپهبد» و« سپه سالار» و غیره كه در این كلمات صورت قدیمی تر واژه به صورت «اسپ» با «پ» فارسی باقی مانده است .

در واژه های دیگر فارسی حاضر كلمه «اسب» به صورت «اسف» امثله بسیار دارد از آن جمله در واژه اسفریز، اسفه، اسفرجان و اسفرنگ همین جا فوراً بگوییم كه این واژه در صورت جمع «اسپان» تلفظ آسان دارد ولی در صورت «اسف» و جمع آن «اسفاآن» غلظتی دارد كه تلفظ آن بر فارسی زبانان دشوار می افتد و با «ه» وقایه پس از حرف «ف» از آن به صورت «اسفهان» از این غلظت اجتناب می كنند . در صورت عربی نیز «اصفاهان» همین كلمه است منتها با «ص» عربی و اگر درست بخواهیم در ساخت این كلمه دقت كنیم « آسفاران » هم كه در عربی آمده بود و در جمع به صورت «اساوره » داشتیم در صورت حاضر زبان فارسی آن را هم به معنای اسب و سوار می بینیم .

چغرافی نویسان عرب وازجمله ابن درید و حمزه اصفهانی نام اصفهان را از «اصبهان » (اسبهان ) گرفته اند و توضیحاتی در باره كیفیت اشتقاق آن آورده اند كه كم و بیش جالب است . یاقوت از قول حمزه بن الحسن می گوید : « اصبهان اسم مشتق من الجندیه وذلك آن لفظ اصبهان اذا رد الی اسمه بالفارسیه كان اسباهان و هی جمع اسباه و اسباه : اسم للجند و الكلب و كذلك سك : اسم للجند والكب و انما لزمهما هذان الاسمان و اشتركا فیهما لان افعالهما لفق لاسمائهما و ذلك ان افعالهما الحراسه فالكلب یسمی فی لغه سك و فی لغه اسباء و تخفف فیقال : اسبه فعلی هذا جمعوا هذین الاسمین و سموا بهما بلدین كانا معدن الجند الاساوره »

از دقت در گفتار حمزه معلوم می شود كه خوب توجه كرده است كه كلمه اسباهان از اسب به معنای فرس آمده است و دیگر اینكه اسب و سوار گاه و بی گاه به جای هم در زبان فارسی استعمال می شود و باز خوب متوجه شده كه اسبهان همان صورت جمع اسباهان معادل سپاهیان و سواران است و باز خوب توجه داشته كه اسبه به تحقیق لغتی است به معنای سگ ولی توجه نداشته است سگستان معادل سجستان عربی از اسپه به معنای سگ فارسی گرفته نشده و در حقیقت سگستان معادل سجستان و تحریف یافته آن سیستان از ریشه كلمه سكا و اقوام سكا گرفته شده است و سكستان به معنای سرزمین سكاهاست .

اما در باره آنچه كه حمزه گفته است كه اسپه نام دیگری است برای سگ باید توضیحی بیاوریم به این معنا كه در میانه لغات محدودی كه از زبان مادی برای ما مانده است یكی هم لغت اسپه (به تخفیف ) به معنای سگ است . در برخی لهجه های زبان فارسی حاضر و از جمله خوانساری و نطنزی و ابوزید آبادی همین كلمه و به همین صورت به معنای سگ می باشد و پیداست كه این لهجه ها به صورت كهنی باز می گشته است كه با زبان مادی پیوند نزدیكتری داشته است ولی البته حمزه متوجه این معنا نشده است كه اسپهان معادل اسپاهان از اسپه (به تخفیف ) به معنای سگ گرفته نشده و تازه در معنای این دو كلمه به صورت جمع نیز دچار اشتباه شده و تصور كرده است كه اسپاهان جمع اسپه (به تخفیف ) به معنای سگ است .

به هر حال چنانكه ما مكرر گفته ایم نامگذاری امكنه فارسی به صورت جمع واژه و از باب اطلاق حال به محل بسیار رایج است برای مثال دو كلمه خوزان و همچنین اندوان را در نظر می گیریم كه در هر دوخوز و اندو نام دو طایفه است ساكن محل كه به صورت جمع بر خود محل اطلاق شده است و كلمه آذر، آذران و آذریان (هردو كلمه به معنای آتشكده ) كه در صورت حاضر زبان فارسی آدیان معادل آدریان شده و بر محلی اطلاق می شود .

به هر حال اطلاق كلمه به صورت جمع بر محل (ان در عین حال علامت نسبت هم هست ) در زبان فارسی رایج است و بسیار می شود كه برای اجتناب از ثقالت و دشخواری كلمه حرف دیگری « ه ـ رـ ك ـ گ »و امثال اینها به آن اضافه می شود درمورد اصفهان هم همین اتفاق افتاده است یعنی فتحه آخر در جمع تلفظ شده و واژه اسپه به صورت جمع اسپاهان و بالاخره به صورت اسپهان معادل اصبهان (تازی)و به صورت رایج حاضر اصفهان در آمده است آنقدر این نامگذاری در نظر مسلم می نماید كه بهتر است توضیح و تشریح بیشتری برای آن نیاوریم .

اما از نظر تاریخی هم در روزگاران كهن اصفهان محتملاً از مراكز سپاه بوده و این نام برآن مانده است تا آنجا كه نویسنده تحقیق كرده است بیشتر از 20 محل از دیه و دهكده بزرگ و كوچك با كلمه اسب و ریشه كهن اسپه در دور و بر اصفهان وجود دارد كه از آن جمله است دیه اسفه . همچنین اسفزار شهری است كه از دیر باز دركتب تاریخی و جغرافیایی نام آن آمده است وآن را از نواحی سیستان شمرده اند در حالی كه امروز اسفزار در ناحیت بیرجند مشهور است .

در تقطیع این واژه به دو جزء اسف و زار می رسیم . اسف همان كلمه اسب است و زار پسوندی است كه در واژه های گلزار مرغزار و معادل سار در واژه های چشمه سار كوهسار و بسیاری از لغات دیگر داریم . همچنین است واژه اسفراین شهر اسفراین شهری بزرگ و كهن است در خراسان كه رجال بزرگی بدان منسوب اند . اطلاع داریم كه نادرشاه عده زیادی كردان را به این ناحیه انتقال داد و برای جلوگیری از هجوم تركمانان به خیال خود خواست سدی ایجاد كند در حال حاضر اسفراین قصبه ویا شهركی است بر طرف شمال سبزوار از توابع نیشابور و مشتمل بر 50 قریه بسیار آباد و خوش آب وهوا .

در تقطیع این واژه به سه جز (اسف + را+ بن ) می رسیم با جزء اول همان واژه اسف معادل اسپ آشناییم و حرف «ر» در میان دو جزء اول و آخر وقایه است و این پسوند نسبت اتس كه در واژه های بسیاری از زبان فارسی همین امروز هم داریم مثل شوخگین ، چركین ، آهنین، سنگین و بسیاری دیگر .

اگر بخواهیم در اینجا از نام دیه ها و امكنه ای كه در اطراف ایران و خود اصفهان با كلمه اسف معادل اسپ آمده است . شواهدی بیاوریم صورت بلند بالایی خواهد شد كه می ترسم موجب خستگی خاطر خوانندگان شود ولی از ذكر چندمثال كه باید به آن قناعت كرد ناگریز هستیم مثل اسفاد(بیرجند) اسفاران (كرج ) اسفدان (نطنز ) اسفدران (مرودشت ) اسفرجان (قمشه ) اسفرنجان (گركان ، گلپایگان) اسفستان معادل اسبستان (سراب ، قزوین ) .با واژه خود اسب به صورت حاضر هم امكنه بسیاری در دور و كنار ایران داریم از جمله اسبو(مصغر اسب در خلخال ) اسبك (مصغر اسب در قزوین )اسبستان (قزوین ) اسبراهان (معادل اسفراهان )در لاهیجان و اسبان (بیرجند ).

پیش از اینكه این مبحث را به پایان ببریم می گوییم كه در ایران بزرگ از این پیش نیز به علت حرمت اسب در نظر طوایف آریایی بسیار از دیه ها و امكنه با نام اسب نامبردار می شدند . فی المثل اسفس دیهی در نزدیكی مرو و اسفرنگ مولد شاعر بزرگ سیف اسفرنگی دیهی در نزدیكی سمرقند و از این قبیل امثله كه فراوان در تاریخ و جغرافیای این سرزمین كهنسال آمده است این توضیح را هم بیاوریم كه به هر صورت با عربی شده واژه اصیل اسب فارسی یعنی اصف هم در حال حاضر امكنه بسیار زیادی را می توان در ایران فعلی به یاد آورد از جمله به اصفه آباد دیهی از دهستان حرب آباد و اصفهانك در (اصفهان ـ ساوه ـ فریدن ) و اصفهك (طبس ) اصفیان (در ناحیه سپیدان ) اصفاك (فردوس ) و اصفكه (فردوس ) و امثال این گونه نامها كه در همه استانهای ما به چشم می خورد شاید به موقع باشد بگوییم كه كلمه اسب با حرف «پ» و یا «ف» در بسیاری از لغات فارسی هم می آید مثل كلمه اسپست معادل اسفست (یونجه ای كه خوراك اسب و دام است )اسفناج معادل اسفناخ ، اسفناك ، اسفرینه كه گفته اند گزردشتی است و اسفرغم معادل اسپرغم و سفرغم و اسفره به معنی چرم و مهار وشاید سفره و اسفرك نوعی كافور و اسفرزه گیاهی طبی و امثال اینها همه و همه نشان شباع كلمه اسف در زبان فارسی است .

گذشته از این كلمات و دیه ها و شهرها كه نام آن گذشت نام بزرگ اسب در اسامی بسیاری از ناموران ایران كهن و اسطوره ای دیده می شود مانند گرشاسب معادل اوستایی « ك ر س اسب » (دارنده اسب لاغر ) و ارجاسب معادل اوستایی ارجت اسب (یعنی دارنده اسب ارجمند ) و لهراسب معادل اوستایی « ا اوروت اسب » (یعنی دارنده اسب تیزرو )و ویشتاسب و گشتاسب معادل اوستایی «گشن اسب » (دارنده اسب فحل ) وطهماسب «طهم اسب » (طهم معادل تخم ) دارنده اسب زورمند و هجدسپ كه گفته اند نیای چهارم زردشت بوده است یعنی دارنده 18 اسب . در حرمت و تكریمی كه ایرانیان كهن برای اسب داشته اند دیگر نباید توضیح بیشتری بدهیم و تقطیع و توضیح خود را نیز درباره اصفهان به پایان می رسانیم .

این توضیح را در پایان علاوه كنیم كه در خود اصفهان دیهی داریم به نام اصفهانك سخت نزدیك به اصفهان و در اطراف ایران هم باز محلهای بسیار به همین نام اصفهانك داریم چنانكه اصفهانك (ساوه) اصفهانك سفلی (فریدن ) اصفهانك مشاعی (فریدن) اصفهانك علیا (فریدن) و اصفهانك كلاته گرگان .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 0:48  توسط محمد  | 

یکشب قبل ازتنها عید بجا مانده نیاکان ما عید نوروز

سلام

یادم میاد اخرین پستی که گذاشتم پره غلط املایی بودش البته فکر کنم الانم باشه ولی خوب چکار کنم املام از اوله دبستان بد بودش هنوزم هست. کند بودن در تایپ فارسی هم کمک میکنه که من عصابم خورد بشه و نتونم تمرکز کنم برای درست نوشتن اخه من ادمه عجولی هستم در نوشتن اینم چیزیه که از بچگی باهام بوده.

البته در تایپ انگلیسی خیلی سریع هستم جوری که کسی که بار اولشه تایپ منو میبینه با دهان باز منو تماشا میکنه که اینم مدیونه چت های شبانه روزی دورانه قدیمه(برمیگرده به ۵سال پیش) اما خوب به دلیله درخواست دوستانو اشنایان مجبورم فارسی تایپ کنم.

اهان راستی میخواستم که یک ضربالمثل قدیمیه که میگه شنونده باید عاقل باشد رایاداوری کنم بدرد انهایی میخوره که اعتراظ بغلط نوشتنه من داردند حالا یحرف اینورو انور اینهمه..........اه خسته شدم

بریم سر موضوع اصلی

 

 ایا میدانستی؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

و

انچه در ساله خوبه ۸۵ گذشت

اول کودومو بگم هان؟؟؟؟؟؟؟؟

احساس میکنم اکثرا فظولیتون گل کرده تحولات ۸۵ بشنوید بعد ایا میدانستی

 

 اتفاقهای خوب:

۱ اشنایی من با کسی که راه زندگی منو عوض کرد به اسمه....نه غیرتی شدم اسمشو نمیگم اما بدونید دختره(البته الان از من نارحته و ۲ روز خبر ندارم ازش سخته ولی باید تحمل کرد)

۲ بدنیا آمدنه برادرزادم(۲۲اردیبهشت)

۳ اشنایی با کالج مجازی پارس(۲۳تیر) اینم خیلی رو زندگی و رافتار من تعسیر مفید گذاشت. (اخرین پست تعداد زیر مجموعه ۲۰نفر بودش که الان خدارا شکر به ۸۰ نفر رسیدند)وبلاگشم دارم درست میکنم

۴٬۵٬۶٬ ..............................................خیلی از اتفاقات خوبه دیگه...........

یک اتفاق بد هم افتاد و انهم فوت مادر بزرگه عزیزم بود که فکر کنم تا ۱۰۰ساله دیگه هم همچین زن والا مقامی در فامیل ما پیدا نشه 

خوب حوصلتون سر رفت بریم سر مطالب اموزنده

اینهم عیدی من برای شما

ساله نو بر همه ایرانیان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مخصوصا برای ان خانومی که نوازنده پیانو و نی هستش که من عاشقشم و برای داییم که هم اسمه خودمه وپسرخالم رضا  

 

آيا ميدانستي که منظومه شمسي مركز راه كهكشان راه شيري را در هر225 ميليون سال يکبار دور ميزند اين مدت را اختر شناسان سال كيهاني ميگويند
 
 
آيا ميدانستي تعداد چشمان عقربها به 12 عدد ميرسد؟
 
 
آيا ميدانستي که پستانداران بغير از انسان و ميمون، رنگها را بدرستي تشخيص نميدهند
 
 
آيا ميدانستي که اثر سيب در بيـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـيشـتر از قـهــوه و كافئين است؟
 
 
آيا ميدانستي که چـگـالـي زمـيـن از سيارات ديـگر منظومه شمسي بيشتر است؟
 
 
آيا ميدانستي اولـيـن تــمـاس تـلفـني ايـران سـال 1285 خـورشـيـدي در تـهـران برقرار شد؟
 
 
آيا ميدانستي که هر فرد هنـگام غــذا خـــوردن بطور مـتـوسط 295 بار عمل بلعيدن را انجام مي دهد؟
 
 
آيا ميدانستي که فاصله سطح كره زمـيـن تـا مـركز آن حدود 6370 كيلومتر است؟
 
 
آيا ميدانستي که خواب كمتر از 6 ساعت و بيشتر از 8 ساعت، خطر ابتلا به ديابت را افزايش ميدهد؟
 
 
آيا ميدانستي که نوعي كوسه داراي 3500 دندان مي بـــاشد كه از هيچ يك از آنها استفاده نميكند
 
 
آيا ميدانستي که بـدن انـســان براي حفظ تعادل خود در حـال ايستادن از سيصد عضله استفاده ميكند؟
 
 
آيا ميدانستي که يك موش كور قادر به حفر تونلي به طول 9 كيلومتر تنها در يك شب ميباشد؟
 
 
آيا ميدانستي که اغلب ماتيكها حاوي فلسهاي ماهي ميباشند؟
 
آيا ميدانستي سرعت سريعترين حلزون 2.3 ميليمتر در ثانيه ميباشد يعني يک کيلومتر در پنج شبانه و روز
 
 
آيا ميدانستي بزرگترين مرواريد دنيا، 6.4 کيلوگرم وزن دارد. اين مرواريد حدود هفتاد و يک سال پيش در فيليپين از داخل يک صدف بسيار بزرگ در آورده شد. متاسفانه اين مرواريد گرد نيست
 
 
آيا ميدانستيد هزارپا  ده هزار نژاد متفاوت دارد و جالبتر اينکه هيچ کدام هزار پا ندارند و بيشترين پا را يک نوع نژادی دارد که در کاليفرنيا يافت ميشود، تعداد پاهای آن به هفتصد و پنجاه تا ميرسد
 
 
آيا ميدانستي که موناليزا فاقد ابرو ميباشد زيرا در دوران رنسانس تراشيدن ابرو مد بوده است
 
 
آيا ميدانستي که تقريبا نيمي از كل نشريات جهان در دو كشور آمريكا و كانادا منتشر ميگردند
 
 
آيا ميدانستي که تعداد سلولهاي گيرنده بويايي در سگهاي معمولي يک ميليارد و در سگهای شكاري چهار ميليارد عدد ميباشد؟
 
 
آيا ميدانستي که در هر 2.5 سانتي متر مربع از پوست انسان 36 متر رشته عصبي، هزار و سيصد سلول عصبي، 100 غده عرق، 3 ميليون سلول و 30 متر عروق خوني وجود دارد؟
 
 
آيا ميدانستي که نوشابه هاي زرد رنگ زيان بارتر از نوشابه هاي سياه رنگ هستند؟
 
 
آيا ميدانستي در عرض بيست سال گذاشته حوادت طبيعي چون زلزله و سيل ، يک ميليون و دويست هزار نفر را بکام خود کشيده و بد نيست اين را هم بدانيد که نود و نه درصد قربانيان در کشورهای فقير بوده اند
 
 
آيا ميدانستي که شش چپ اندكي از شش راست كوچكتر ميباشد تا فضاي كافي براي قرارگيري قلب فراهم آيد؟
 
 
آيا ميدانستي که هر چشم مگس داراي 10 هزار عدسي ميباشد
 
 
آيا ميدانستي که مقاومت موش صحرايي در برابر بي آبي بيشتر از شتر ميباشد؟
 
 
آيا ميدانستي که جمعيت ميمونهاي هند بالغ بر پنجاه ميليون مي باشد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 4:34  توسط محمد  | 

غیبتی شیرین

نتورک مارکتینگ معجزه ریاضی

سلام

شرمنده مدتی بودکه اپ نکرده بودم چون دستم بند کاری هست که حدودا ۳ماه در اصفهان استارت خورده که من افتخار اینرو دارم که جزو۱۵نفر اول در اصفهان هستم"۲ماه اول بیخال کار بودم اما الان ۱ماهی هست که چسبیدم بکارم و الان حدود۲۰نفر زیر مجموعه دارم که موفقیتم را مدیون دو چیز هستم۱-نتورک قانونی با محصولی قوی"۲-حمایت شدن از طریق لیدرهای بالا سریم که این رمز موفقیت ماهست.

از انجایی که به نظر ما(گروه unlimited)کالج مجازی پارس میتواند اثری بزرگ بر سطح علمی-فرهنگی-مالی"جامعه داشته باشدومن خودم رایک وطن پرست میدانم دوست دارم یک عضو کوچکی در معرفی این کار باشم برای بالا بردن سطح جامعم.

این دانشگاه با هدف از بین بردن محدودیت زمانی و مکانی تاسیس شده است.

فازبندی کاری ‌‌‌‌‌‌‌‌{۱- Elearning

                 {۲-Ecommerce

{۱- Elearning }دروس و آموزش وکتابخانه مجازی هست.

{۲-Ecommerce}تجارت الکترونیک٬باهدف ایجاد کسب درامدبرای رفاه حال دانشجویان.

شما در هرکجا ودر هر زمان با دسترسی به اینترنت میتوانید اموزش وتجارت خود را انجام دهید.

تعداد محدودی ازمزایای منحصر به فرد استفاده از فاز تجارتی کالج اینترنتی پارس.

• انجام فرآيندهاي بازرگاني به كمك تكنولوژي پيشرفته (تجارت الكترونيكي).
• فروش كالا و خدمات از طريق شبكه رايانه‌اي‌.
• روش هاي نوين مديريت و تبادل اطلاعات بازرگاني.
• دريافت كاتالوگ الكترونيكي بدون نياز به هزينه‌هاي چاپ، تبليغات و ارسال.
• ايجادخدمات بانكي اينترنتي.
• سرمايه گذاري روي خط (on line).
• خرده فروشي روي خط(on line) .
• حضور موثر در تجارت جهاني و از ميان رفتن مرزها .
• امکان ارائه خدمات و محصولات در سطح گسترده جهاني.
• افزايش صادرات غير نفتي وتحقق ارز آوري براي كشور.
• دسترسي آسان به هرگونه اطلاعات بازرگاني از طريق لينكهاي مرتبط .
• برقراري ارتباط سريع با خريدار و فروشنده.
• از ميان رفتن فاصله جغرافيايي ميان خريدار و فروشنده.
• افزايش و سرعت تبادل اطلاعات و جلوگيري از اتلاف وقت.
• صرفه جويي 15 تا 75 درصدي در هزينه كارهاي بازرگاني
• امكان گزينش بهترين ها براي مصرف كننده .
• افزايش فروش براي توليد كننده و توزيع كننده .
• عدم وجود محدوديت زماني و دسترسي شبانه روزي به منابع .
• تخفيف هاي الكترونيكي براي خريداران معتبر هر سايت .
• امكان نظر سنجي روي خط از مصرف كنندگان .
• شفاف سازي قيمت و كيفيت
• افزايش سطح فرهنگ سرمايه گذاري و ايجاد ثروت.
• افزايش سطح رفاه عمومي .
• افزايش فرصتهاي جديد شغلي، ايجاد فرصتهاي تجاري جديد براي صنايع و بنگاه‌هاي بازرگاني.
• جلوگيري از اتلاف وقت و کاهش ترددهاي بي مورد.
• کاهش هزينه‌هاي سربار و ايجاد رقابت در سطح بين الملل.
• عدم حضور واسطه.
• کاهش هزينه هاي تبليغات کالا.
• ورود به بازارهاي فرا منطقه‌اي در جهت بازاريابي جهاني و تربيت بازاريابان حرفه‌اي
• افزايش سطح ارتباطات موفق و موثر

 

برای عضویت با امیل من تماس حاصل فرمایید

mohamad_k20042003@yahoo.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 3:3  توسط محمد  | 

بیایید دست به دست هم دهیم تا کنیم میهن خویش را اباد

 

آموزش الكترونيكي روشی جدیدبرای بالابردن سطح دانش وفرهنگ جامعه


E-Learning چيست ؟
امروزه اينترنت به خاطر صرفه جويي در هزينه ، زمان ، رفت و آمدها و ... در اكثر كاربردها نظير تجارت ، ارتباطات ، آموزش و غيره جايگاه ويژه اي پيدا كرده است ، بطويكه استفاده از اينترنت در اكثر كاربردها امري اجتناب ناپذير مينمايد .
در حال حاضر انقلاب تكنولوژي عميقاً نحوه تفكر عمل و بسياري از فرآيندهاي كاري را در زندگي ما تغيير داده و تحولات بزرگ جامعه بشري ، ما را به سويي مي كشاند كه آموزش از راه دور امري اجتناب ناپذير خواهد شد و گاهاً ميتوان در اين عرصه فرصتهايي را يافت كه نتيجه فرآيند آموزش را غني تر نموده و چه بسا با در اختيار گرفتن امكانات كمك آموزشي ديداري و شنيداري پيشرفته در اين نوع آموزش ، دروس و ارائه مطالب را بسيار جذاب تر كرد . آموزش الكترونيكي (E-Learning) عبارت است از ارائه محتواي آموزشي و تجربيات اساتيد مجرب هر رشته از طريق تكنولوژي الكترونيك به دانشجويان علاقه مند ، كه اين دانشجويان ميتوانند در هر نقطه جهان از اين آموزشها بهره مند گردند .
از نگاهي ديگر يك سيستم آموزش از راه دور كاري جديد و هنرمندانه و راه حلي جامع ميباشد كه به موسساتي كه خواهان حركت در مسير تكنولوژي روز و تغيير روشها و محيط هاي آموزشي خود هستند ، امكان دستيابي به شيوه هاي نوين آموزشي را فراهم مينمايد.
اصطلاح آموزش الكترونيكي، شامل ليست بزرگي از كاربردها و عملكردها از جمله آموزش مبتني بر وب (web based training)، آموزش مبتني بر كامپيوتر، كلاسهاي مجازي (Virtual claaroom)، و همكاريهاي الكترونيكي (Digital cooperation) است.
آموزش از راه دور هم اكنون سالها است كه در دنيا متداول و رايج است . اما تركيب اين نوع آموزش با اينترنت منجر به ابداع روش جديدي از نحوه تدريس به نام e-learning شده است ، اين آموزش الكترونيكي در عين حال كه بسيار موثر و كار آمد است از لحاظ تجاري نيز مقرون به صرفه بوده و به سرعت قابل دسترسي براي تمامي افراد از هر قشر و موقعيتي مي باشد .
در اين روش با استفاده از ارتباط دو طرفه در اينترنت مشكل محدوديت زماني مرتفع شده و ارتباط ميان استاد و دانشجو و همچنين همكلاسيها مستقل از زمان و و مكان خواهد بود . در اين سيستم آموزشي دانشجويان ميتوانند از طريق اينترنت در مركز ثبت نام نموده ، از ميان دورس ارائه شده انتخاب واحد نمايند ، جزوه درس مورد نظر را مطالعه نموده و از جلسات درس استاد استفاده نموده و در آخر دوره نيز امتحان بدهند .
همچنين ميتوانند هر روز و هر لحظه كه اراده نمايند با استاد و همكلاسيهاي خود ارتباط برقرار نموده و به تبادل نظر و مباحث گروهي پيرامون مفاد درسي و يا تمرينهاي داده شده از طرف استاد ، بوسيله اينترنت بپردازند .

در اينجا به تعريف بيشتر آموزش الكترونيكي به گفته كارشناسان مختلف ميپردازيم:
Howard block ميگويد : “ آموزش الكترونيكي توجه به يادگيري از طريق اينترنت است”
Elif trondsen ميگويد: “ آموزش الكترونيكي نيروي شبكه را به كار ميبرد براي كسانيكه به تكنولوژي هاي اينترنتي تكيه دارند كه در ضمن كار با شبكه آنها را قادر به يادگيري نيز مي كند.”
Elliott masie ميگويد: “ آموزش الكترونيكي، تكنولوژي شبكه را براي طراحي، انتخاب، اداره كردن و بسط دادن آموزش به كار مي برد.”
دست اندركاران سيستم هاي cisco اينگونه معتقدند كه : “ آموزش الكترونيكي يك يادگيري اينترنتي است كه ميتواند شامل رساندن مطلب در چندين شكل ، مديريت آموزش و يك مجموعه شبكه شده از دانش آموزان و تعدادي توسعه دهندگان و كارشناسان خبره باشد. همچنين آموزش الكترونيكي يادگيري را سريعتر و با هزينه اي كمتر ميسر ميسازد. بعلاوه دستيابي به آموزش براي همه و شركت همگان در فرآيند يادگيري را فراهم مي سازد.”
Cornelia weggen ميگويد: “ آموزش الكترونيكي رساندن مطلب از طريق تمام رسانه هايي كه اينترنت، اكسترانت ها، به همراه broadcast ، نوار صوتي/ تصويري، تلويزيون محاوره اي و CD-ROM فراهم مي كنند ، مي باشند.”
“Greg priest” از شركت آموزش الكترونيكي “Smart Force” موارد زير را در تعريف E-Learning بيان مي كند:
“ آموزش الكترونيكي پوياست. امروزه محتواي آن كاملاً به روز و Real Time است كارشناسان خبره بصورت on-line، بهترين منابع در دسترس هستند.
آموزش الكترونيكي بصورت real-time عمل مي كند، شما نيازتان را ميگيريد هر زمان كه بخواهيد.
آموزش الكترونيكي نوعي تشريك مساعي است، زيرا افراد از يك آموزش چندين نفر ياد مي گيرند و نيز دانش آموزان را با افراد حرفه اي و خبره يك علم آشنا ميكند.
آموزش الكترونيكي متعلق به تك تك افراد است، هر دانش آموز فعاليت مورد نظرش را انتخاب ميكند و سپس ميتواند ساعاتي در آن مورد اطلاعات كسب كند.
آموزش الكترونيكي جامع و فراگير است، زيرا يادگيري را از منابع بسيار زيادي فراهم مي كند و دانش آموز را قادر به انتخاب مدل آموزشي خاصي مي سازد.”

مزاياي مهم آموزش الكترونيكي چيست ؟
امروزه با پيدايش آموزش الكترونيكي ، تصورات قبلي در زمينه نياز به وجود امكانات فيزيكي بسيار براي امر آموزش و يادگيري در سطح عمومي و آموزش عالي دچار تحول ودگرگوني جدي شده است.
اكنون با به صحنه آمدن دانشگاهها و مراكز آموزش الكترونيكي ، امكان يادگيري در هر زمينه اي ، براي هر فردي در هر زمان و مكاني به صورت مادام العمر فراهم شده است.
در شرايط جديد ، نياز به تاسيس ساختمانهاي و امكانات فيزيكي و صرف هزينه هاي گزاف نبوده و دانشجويان و مدرسان نياز به ترك منزل و يا محل كار خود براي حصور در كلاسها ندارند.
افزون بر اين ، ساعات شروع و خاتمه كلاسها ثابت نبوده و دانشجويان هر زمان كه بخواهند ميتوانند وارد كلاس شده و تا هر زمان كه لازم باشد حضور در كلاس را ادامه دهند .
در اين روش شما ميتوانيد هر روز و هر لحظه كه اراده نماييد با استاد و همكلاسيهاي خود ارتباط برقرار نموده و به تبادل نظر و مباحث گروهي پيرامون مفاد درسي و يا تمرينهاي داده شده از طرف استاد ، بوسيله اينترنت بپردازيد .
يكي از نكاتي كه در اين روش از آموزش توجه افراد بسيار زيادي را به خود جلب كرده است ، آزادي در انتخاب موضوعات و سر فصلهاي مورد علاقه افراد است . در اين روش هيچ كس براي آموزش حد و مرزي روشن ندارد و به راحتي ميتواند به اطلاعات تمامي رشته هاي علمي در حداقل زمان ممكن دسترسي پيدا كند.
به طور خلاصه ميتوان گفت كه مراكز آموزش الكترونيكي ، محدوديتهاي مراكز آموزش سنتي را نداشته و در بسياري از جهات مزاياي زيادي نيز نسبت به آنها دارند .

به طور كلي ميتوان اين مزايا را بصورت زير برشمرد
1 - عدم نياز به حضور فيزيكي استاد و دانشجو در كلاس درس:
از آنجا كه در اين نوع دانشگاه كليه ارتباطات از طريق اينترنت انجام مي شود، لزومي به حضور استاد و دانشجو در كلاس نيست، تنها كافيست دانشجو يا استاد از طريق يك دستگاه كامپيوتر از منزل يا نزديكترين مركز متصل به اينترنت، به سايت متصل شوند و از امكانات آن استفاده كنند. اين امر خود سرمنشاء مزاياي ديگري است، چرا ه با اين اوصاف ديگري نيازي به صرف هزينه براي ساختمان سازي مجتمع هاي آموزشي نيز نخواهد بود. از سوي ديگر در شهرهاي بزرگ منجر به كاهش رفت و آمد در شهر و در نتيجه كمتر شدن ترافيك شهري و آلودگي هوا مي شود.
2- عدم وابستگي كلاس درس به زمان خاص :
هر چند كه اين سيستم آموزشي از تكنولوژيهاي Teleconferencing و مانند آن را نياز به حضور در پشت كامپيوتر در زمانهاي خاصي دارد، پشتيباني مي كند، ولي قسمت اعظم سيستم آموزشي مبتني بر دروسي است كه هر زمان دانشجو اراده كند مي تواند به سايت مركز متصل شود و دروس را دريافت كند. بنابراين اين سيستم براي افراد شاغل كه وقت آزاد محدودي براي تحصيل دارند كاملاً مناسب است، چرا كه در هر ساعتي از شبانه روز مي توانند به سايت مراجعه و دروس مورد نظر را دريافت كنند.
3- كيفيت بالاتر ارائه دروس آموزشي :
در روش سنتي ، درس توسط يك استاد ارائه مي شود كه اين امر مطلوب نيست، چرا كه كيفيت مطالب ارائه شده در كلاس به پارامترهاي زيادي وابستگي پيدا مي كند. به عنوان مثال اگر جلسه اي استاد درس كسالت داشته باشد اين مساله مي تواند بر كيفيت مطالب ارائه شده در آن جلسه تاثير منفي بگذارد. همچنين پارامترهاي محيطي از قبيل سرما، گرما و .... نيز مي تواند بر كيفيت آموزش تاثير منفي بگذارد . در حالي كه در سايت اين مشكلات وجود نداشته و در اين سايت دروس توسط اساتيد كاركشته ويا حتي تيم هاي مجربي متشكل از اين اساتيد آماده مي شوند و با استفاده از تكنولوژيهاي مدرن و متنوع چند رسانه اي بنحو مطلوبي ارائه مي شوند. علاوه بر آن ممكن است دانشجو در كلاس سنتي بر اثر مسائلي، گيرايي خوبي نداشته باشد و چون مطالب فقط يكبار ارائه مي شود، بنابراين كيفيت آموزش پايين مي آيد، در صورتيكه در سايت اين محدوديت وجود ندارد و دانشجو مي تواند به كرات مطالب ارائه شده در جلسه را مشاهده كند و از اين لحاظ كيفيت آموزش بهبود مي يابد.
4- پشتيباني از تعداد زياد دانشجويان در يك كلاس :
در مراكز آموزشي معمولي معمولاً به خاطر محدوديت ظرفيت كلاسها و همچنين بازدهي اين مشكل وجود دارد كه دانشجويان ممكن است به خاطر تكميل ظرفيت كلاسها نتوانند در دروس مورد علاقه خود ثبت نام كنند. اين مشكل طبعاً در سايت آموزش الكترونيكي وجود ندارد و دانشجويان ثبت نام شده در يك كلاس درس مي تواند هزاران نفر باشد كه تحقق آن نيازمند سخت افزارهاي فوق العاده پيشرفته است.
5- بالا بردن سطح علمي جامعه بخصوص نسل جوان :
در دانشگاههاي واقعي معمولاً بخاطر محدوديت امكانات از لحاظ مكان، اساتيد و .... هر ساله تعداد محدودي از طريق آزمونهايي كه برگزار مي شود موفق به ورود به دانشگاه مي شوند كه بدين ترتيب خيل عظيمي از كساني كه در آزمونها شركت مي كنند شانس ادامه تحصيل در دانشگاه را از دست مي دهند. ولي در مراكز آموزش الكترونيكي اين محدوديتها وجودندارد. بنابراين تمامي افراد علاقمند به تحصيل شانس ادامه تحصيل را در آنها پيدا مي كنند كه اين امر مطمئناً در بالا بردن سطح علمي و فرهنگي جامعه جوان كشور ميتواند بسيار مؤثر باشد.
6- دسترسي Online به كتابخانه ديجيتال :
در مراكز آموزشي واقعي بخاطر محدوديت ، معمولاً نسخه هاي محدودي از يك كتاب به خصوص در كتابخانه ها براي استفاده دانشجويان نگهداري مي شود كه اين امر مشكلاتي ايجاد مي كند. فرضاً اگر چندين دانشجو نسخ هاي كتاب بخصوصي را براي استفاده از كتابخانه به امانت گرفته باشند مابقي دانشجويان شانس استفاده از آن كتاب را در زماني كه به امانت برده شده است را از دست مي دهند كه اين امر در مورد كتابهاي كمياب حادتر است. علاوه بر به مرور زمان كتابهاي موجود در كتابخانه به دليل استفاده نامناسب دانشجويان از آنها از بين مي رود يا كيفيت خود را از دست مي دهند. تمامي مسائل گفته شده براي مقالات و مجلات نيز صادق است. ولي در سايت آموزش الكترونيكي با استفاده از كتابخانه ديجيتال، تمامي كتب ، مقالات بصورت Online در اختبار دانشجو است و مشكلات مطرح شده در مورد محدوديت استفاده از آنها زمان خاص يا از بين رفتن آنها به مرور زمان در اينجا صادق نيست. البته اين امكان قبلا بصورت بسيار محدود در كالج بوجود خواهد آمد .
7- بالا رفتن ميزان اثر بخشي و بازده آموزشي :
در اين روش چون فرايند آموزش و يادگيري به صورت گروهي ميباشد و همچنين بخاطر ارتباط هميشگي بين خود دانشجويان و يا بين دانشجويان و اساتيد دوره ها و مباحث گروهي و انجام تكاليف بصورت گروهي و جمعي ، طبيعي است كه بازده آموزشهاي داده شده بيشتر از حالت آموزش فردي بوده و دانشجو رغبت بيشتري به يادگيري و تمرين از خود نشان بدهد. در اين سيستم چون كليه مباحث درسي و پرسش و پاسخها در بانكهاي اطلاعاتي ذخيره ميشوند ، بنابراين حتي اگر دانشجويي در اين مباحث گروهي شركت نداشته باشد ، باز هم ميتواند از نتيجه اين مباحث انجام گرفته بهره مند شده و مطالب زيادي را آنها ياد بگيرد.
8- هزينه دوره هاي آموزشي :
با توجه به جديد و نو بودن روش آموزش الكترونيكي و نا آشنا بودن اكثر كاربران و دانشجويان با اين نوع آموزش در ايران و همچنين پايين بودن هزينه هاي آن نسبت به آموزش سنتي ، ما در اين مركز تصميم داريم كه هزينه هاي تحصيل را به حداقل ممكن برسانيم .
از طرف ديگر چون 90 درصد دانشجويان مراكز آموزش الكترونيكي در ايران و جهان را جوانان زير 30 سال تشكيل ميدهند ، بنابراين بايد سيستمي پياده سازي مي شد كه هزينه هاي آموزش در آن مركز فشار زيادي به قشر جوان دانشجو و دانش آموز وارد نساخته و حتي در صورت امكان مجاني باشد . در اين راستا ما يك طرح بنام طرح جامع توسعهIT كالج مجازي راه اندازي كرده ايم تا دوستاني كه مايل به ثبت نام در كلاسها بصورت رايگان هستند ، بتوانند در اين شركت كرده و با كمي سعي و تلاش ، اين سايت يا دوره هاي آموزشي آنرا به چندين نفر معرفي كرده و خودشان با استفاده از كارمزدي كه دريافت ميكنند ، بصورت رايگان ثبت نام نمايندو يا ايجاد درآمد كنند .
بطور خلاصه ميتوان هزينه هاي آموزش در اين مركز را بصورت زير بيان كرد:
1- هزينه حق عضويت دركالج : عضويت در اين كالج هيچ گونه هزينه اي ندارد اما براي عضويت بايد حداقل يك كد اعتباري آموزش داشته باشيد كه مي توانيد از تمام مبلغ آن در كلاسهاي كالج شركت كنيد ، لذا براي عضويت در كالج شركت در كلاسها لازم است و هيچگونه هزينه از بابت حق عضويت پرداخت نمي شود .
2- هزينه ثبت نام در دوره ها : هزينه هاي ثبت نام در دوره هاي اين مركز تقريبا يك دهم هزينه هاي كلاسهاي آموزش سنتي در گرفته شده و براي دوره هاي مختلف با توجه به تعداد مخاطبان و دانشجويان كلاس و همچنين تخصصي بودن مباحث كلاس ، مختلف خواهد بود. براي روشن شدن مطلب به مثالهاي زير توجه نماييد :
• - يك دوره آموزش ASP.NET (مقدماتي
• - يك دوره آموزش ASP.NET (پيشرفته)
• - يك دوره آموزش OpenGL (مقدماتي)
• همانطور كه در مثالهاي بالا قابل مشاهده است ، هزينه ثبت نام تقريبا يك دهم هزينه هاي ثبت نام در يك كلاس درس سنتي در نظر گرفته شده تا امكان آموزش را براي همه بخصوص قشر جوان و بي پول جامعه ايران فراهم كرده باشيم تا جواناني مثل خود ما مجبور نباشند براي آموزش يك دوره تخصصي هزينه هاي زياد و كمر شكني را متحمل گردند ويا قيد ادامه تحصيل را بزنند. البته اين پايين بودن هزينه هاي آموزشي در اين مركز دلايل ديگري هم دارد كه در زير آورده شده است:
• - پايين بودن هزينه هاي جانبي براي راه اندازي مراكز آموزش اللترونيكي : در اين نوع مراكز برخلاف مراكز آموشي سنتي ، احتياجي به ساخت ساختمانهاي بزرگ با هزينه هاي چند ميلياردي ، استخدام پرسنل اداري و ستادي ، فراهم كردن تجهيزات آموزشي گران قيمت مانند كامپيوتر و تجهيزات آزمايشگاه و ...... نبوده و ميتوان كلاسها را با حداقل هزينه برگزار نمود .
• عدم محدويت تعداد دانشجو: در مراكز آموزش الكترونيكي محدوديتي از نظر تعداد دانشجويان ثبت نام كرده در يك كلاس وجود نداشته و ميتوان در يك دوره آموزشي از چندين هزار دانشجو ثبت نام كرد.
• عدم نياز به اساتيد زياد: در اين سيستم چون ميتوان در يك كلاس آموزشي حتي چندين هزار دانشجو را آموزش داد ، بنابراين احتياجي به استخدام تعداد زيادي استاد و تحميل هزينه هاي اضافي به مركز آموزش نيست .
3- هزينه اتصال به اينترنت : اين هزينه در مقابل هزينه هاي رفت و آمد خصوصا در تهران بسيار ناچيز و قابل چشم پوشي است و بالاخره براي بدست آوردن هر چيز ارزشمندي بايد هزينه كرد .
امكانات آموزشي دوره هاي مركز
با توجه به عدم وجود زير ساختهاي مخابراتي مطلوب ، بديهي است كه برگزاري كلاسهاي مجازي با امكاناتي مثل ويديو و .... در اين بستر ارتباطي ، عملا غير ممكن بوده و يا خيلي مشكل ميباشد . اما كالج مجازي پارس با استفاده از پشتكار و نوآوري پرسنل خود توانسته است كلاسهاي آموزشي را در اينترنت مشابه سازي كند و در كنار ساير امكانات منحصر بفرد آموزشي مجازي براي شما بهترين امكان آموزش را فراهم سازي خواهيم كرد .
بطور مثال : امكان تبادل نظر و پرسش و پاسخ در اين روش يكي از بهترين امتيازات آن محسوب ميشود ، بطوري كه برخلاف آموزش سنتي دانشجويان در طول تمام زمان برگزاري دوره (مثلا دو ماه) بوسيله اينترنت هميشه باهم ارتباط داشته و در مورد مطالب مطرح شده در كلاس و يا تمرينهاي ارائه شده از طرف استاد به بحثهاي گروهي ميپردازند تا به بهترين نتيجه ممكنه برسند .
در حالي كه در روش "يادگيري جمعي" فرايند يادگيري بصورت گروهي و دسته جمعي اتفاق افتاده و دانشجويان با هم از طريق Forum هاي اختصاصي هر كلاس ، در مورد مطالب درسي به تبادل نظر و گفتگو پرداخته و يافته ها و تجربيات خود را در اختيار بقيه همكلاسيها قرار ميدهند كه خود اين تبادل نظرات و بحثهاي گروهي ، از لحاظ بالا بردن بازده آموزشي از اهميت بسزايي برخوردار ميباشد .
با توجه مطالب بالا ، امكانات آموزشي در نظر گرفته شده براي بالا بردن بازده آموزش و استفاده بهينه تر از امكانات موجود را ميتوان به صورت زير بيان نمود :
1- جزوات درسي: جزوات درسي اين مركز اكثرا بصورت فايلهاي PDF طراحي شده و بصورت فايلهايي قابل دانلود كردن ، در اختيار دانشجويان قرار ميگيريد.
با توجه به كاربردي بودن دوره هاي آموزشي اين مركز ، اكثر جزوات آموزشي با استفاده از تصاوير راهنما و مثالها و تمرينهاي مختلف و همچنين امكانات صوتي ارائه ميگردد . البته با توجه به نوع دوره ها ، امكانات موجود در جزوه ها متغيير بوده و مثلا در جزوات مربوط به برنامه نويسي تاكيد اساتيد بيشتر بر روي تهيه مثالها و تمرينهاي خوب و قابل فهم معطوف شده و از حجم فايلهاي صوتي و انيميشن كاسته شده است .
2 - حضور استاد دوره : با توجه به كاربردي بودن دوره ها ، سعي شده است كه از اساتيدي در اين مركز استفاده گردد كه تجربه كارهاي عملي و انجام پروژه هاي كاربردي را داشته و بجاي آموزش مطالب صرفا تئوري كه در هر كتابي پيدا ميشود ، تجربيات و آموخته هاي خود را بهمراه مطالب تئوري جذاب در اختيار دانشجويان دوره ها قرار دهند تا شركت كنندگان بتوانند هرچه بيشتر به نتيجه مطلوب برسند .
در سيستم آموزشي در نظر گرفته شده ، سعي ميشود كه دوره ها از حالت يكنواخت و بي تحرك كلاسهاي سنتي در آمده و بيشتر بر روي كارهاي گروهي تاكيد ميگردد و همچنين اساتيد بيشتر نقش يك راهنما و مدير را بازي كرده و در هرجلسه آموزشي سعي ميكنند كه تمرينهاي جديدي را در قالبها گروههاي كاري ارائه نموده و و در آخر هرجلسه نيز جوابهاي صحيح و بهترين روش را معرفي نمايند .
البته يكي از بزرگترين وظايف اساتيد دوره ها ، جواب دادن به سوالات متعدد دانشجويان بوده و سعي ميشود كه هيچ سوال بي جواب نمانده و به همه پاسخ قانع كننده اي داده شود.
3 - تشكيل گروههاي كاري : در اول هر دوره استاد سعي ميكند كه دانشجويان را به گروههاي كاري مختلف تقسيم بندي نمايد تا در طول دوره تمرينهاي مختلفي به اين گروهها داده شده و يك رقابت سالم بين آنها برقرار گردد تا گروههاي براي يافتن بهترين جواب و نتيجه براي مسايل و تمرينهاي مطرح شده سعي بيشتري بكنند.
در خاتمه بهترين گروه هر دوره مشخص شده و به اعضاي آن گروه جوايزي از طرف مديريت مركز اهدا ميشود.
4 - امكان بحث و تبادل نظر : در اين مركز براي هر دوره يك Forum اختصاصي در نظر گرفته شده و فقط دانشجويان آن دوره به آن دسترسي داشته و ميتوانند بحثهاي درسي خود را در آن مطرح نمايند . اينجا همان محلي است كه اعضا گروههاي كاري تعريف شده ميتوانند در آن باهمديگر بحث و تبادل نظر داشته و نتايج يافته ها و تحقيقهاي خود را آن بنويسند .
در حقيقت اين Forum ها محيط ارتباطي بين اعضا گروهها و همچنين دانشجويان و اساتيد را در طول كل دوره ها بر قرار نموده و با مراجعه به آن ميتوان براحتي كليه مباحث و سوال و جوابهاي انجام گرفته را در آن مشاهده نموده مطالب مورد نظر را از آنها استخراج نمود.
به بيان ديگر ميتوان گفت اين Forum ها همان نقش جزوه هاي نوشته شده در سر كلاسهاي سنتي را بعهده دارند ، فقط با اين تفاوت كه همه دانشجويان يك كلاس ميتوانند از اين جزوه با هم استفاده كرده و از نتايج كارهاي همديگر مطلع شده و مطالب زيادي را از همديگر ياد بگيرند.
5 - گفتگوي آنلاين (چت نوشتاري) : در اين قسمت دانشجويان ميتوانند بصورت نوشتاري با هم و يا با اساتيد دوره ها ارتباط مستقيم داشته و به گفتگو بپردازند . اين گفتگو در زماني كه استاد آنلاين ميباشد (زمان برگزاري كلاسهاon line) اكثرا در اختيار استاد بوده و در بقيه زمانها دانشجويان ميتوانند از آن براي گفتگوي انلاين با همديگر استفاده نمايند.
6 - سوال و جوابهاي درسي: در اين قسمت دانشجويان ميتوانند سوالها و مشكلات درسي خود را مطرح نموده و اين سوالها از طرف استاد دوره جواب داده شود . البته سعي ميشود كه سوال و جوابهاي با ارزش و مباحث خوب مطرح شده در Forum هاي اختصاصي دوره ها در انتهاي دوره جمع آوري شده و در اين بخش (سوال و جوابهاي درسي) ثبت گردند تا بتوان با مراجعه به اين سوال و جوابها در جريان كلي مباحث انجام گرفته در دورهاي قبلي قرار گرفت.
يكي ديگر از مزايا اين قسمت ، جلوگيري از اتلاف وقت اساتيد دوره هاي براي جوابگويي به سوالات تكراري ميباشد ، چرا كه استاد با ارجاع دادن دانشجويان به اين قسمت ، مي تواند از جوابگويي چندين باره به سوالاتي كه در دوره هاي قبلي جواب داده شده است ، بپرهيزد.
7- بانك سوالات امتحاني: در اين قسمت كليه سوالات امتحاني دوره هاي برگزار شده بهمراه پاسخهايشان ذخيره ميگردد تا دانشجويان با مراجعه با آنها از سطح سوالات امتحاني مطرح شده ، مطلع شده و هم اينكه ميتوانيد با جواب داده به آنها و مقايسه پاسخهايشان با جواب هاي درست ، اطلاعات خود را محك زده و سطح معلومات خود در آن زيمنه را بسنجند.
اين سوالات در انواع "چند جوابي ، تشريحي ، بدون جواب" طراحي شده و بهمراه جوابشان در اين قسمت ذخيره ميشوند . و به مرور زمان به گنجينه اربي بديل تبديل مي شود .
8- كتابخانه الكترونيكي: در اين قسمت سعي شده است كه كليه Reference هاي لازم براي دوره هاي مركز ، گرد آوري شده و در اختيار دانشجويان قرار گيرد . فايلهاي موجود در اين كتابخانه اكثرا به فرمت PDF بوده و به زبان اصلي ميباشند . البته در فاز دوم برنامه اي براي متون و غني كردن منابع فارسي وجود دارد .
در طول دوره ها اساتيد سعي ميكنند كه براي كساني كه مايل به مطالعه بيشتر ميباشند ، منابعي را معرفي نمايند كه قبلا در كتابخانه الكترونيكي مركز قرار داده شده اند ، البته امكان اضافه نمودن كتاب به اين كتابخانه توسط خود دانشجويان مطابق مقررات نيز در نظر گرفته شده است .
با توجه به اينكه تعداد دوره ها در اين مركز خيلي متنوع خواهد بود ، بنابراين طبيعي است كه تعداد كتابهاي موجود در كتابخانه بسار زياد باشد ، بنابراين براي راحتي دانشجويان براي يافتن كتاب مورد نظرشان ، امكانات مختلفي براي جستجو بر اساس فيلدهاي هاي مختلف در نظر گرفته شده است .
9- بانك نرم افزار هاي مرتبط : در اين قسمت سعي ميشود كه جديدترين نسخه كليه نرم افزار هاي لازم براي برگزاري دوره هاي آموزشي و همچنين ديگر نرم افزارهاي مرتبط را جمع آوري شده و در اختيار دانشجويان و ديگر علاقه مندان قرار گيرد . با توجه به اينكه نرم افزارهاي مركز آموزش مانند نمايشگر جزوه و نرم افزار مسنجر براي ارتباط آنلاين در كلاسها ، هميشه در حال تغيير و بهينه شدن ميباشند ، بنابراين شما ميتوانيد جديدترين نسخه هاي اين برنامه ها در اين قسمت پيدا نموده و دانلود نماييد.
همچنين كليه برنامه هاي و مثالهاي آماده شده توسط دانشجويان كلاسها در اين قسمت معرفي شده وقابل دانلود شدن هستند . به بيان ديگر دانشجويان ميتوانند نرم افزارهاي مفيد خود را نيز در اين قسمت قرار داده و بدين وسيله تخصص و تجربه خود را به اشتراك بگذارند.
10- پيشنهادات آموزشي دانشجويان : در اين قسمت دانشجويان ميتوانند انواع پيشنهادات آموزشي خود را مطرح نموده انجام آنها را در بين دانشجويان به راي بگذارند . اين پيشنهادات ميتوانند پيشنهاداتي مانند تاسيس يك دانشكده جديد يا برگزاري يك دوره آموزشي جديد و استفاده از اساتيد ديگر موسسه ها و يا ميتوانند اضافه نمودن امكانات آموزشي جديد به مركز باشند .
اين پيشنهادات در صورتي كه از طرف ديگر دانشجويان پذيرفته شده و تعداد كساني كه به آنها راي مثبت داده اند ، به حد نصاب رسيده باشند ، از طرف مديريت مركز پذيرفته شده و به اجرا گذاشته خواهند شد.
11- مقايسه اساتيد : در اين كالج براي دانشجويان امكان دارد براي يك مبحث از تدريس دو يا چند استاد استفاده كند اين امكان هم باعث مي شود اساتيد بدنبال افزايش سطح علمي خود و آراء مطالب بهتر جذابتر و به روزتر باشند (چيزي كه تقريبا در سيم سنتي اصلا وجود ندارد) و هم باعث مي شود دانشجو يك مطلب را با چند روش تدريس تجربه و يادگيري فعال و كامل داشته باشد .ضمنا دروس اساتيدي كه در مدتي مورد استقبال قرار نگيرد از كالج حذف خواهد شد .
12- تكاليف و تمرينهاي كلاسي : در اين قسمت كليه تمرينهاي درسي را كه از طرف اساتيد دوره ها بعنوان تكاليف كلاسي به دانشجويان داده ميشود بهمراه نتايج انجام آنها ، ثبت ميگردد. سوابق انجام كليه اين تمرينها در بانك اطلاعاتي مركز ذخيره شده و براي استخراج اطلاعات آماري و سوابق برگزاري دوره ها و همچنين ارزيابي بازده آموزشي از آنها استفاده ميشود .
13- ارزيابي اساتيد و دوره ها : در اين قسمت كليه اطلاعات آماري از برگزاري دوره ها و نتايج نظر سنجي ها در مورد كيفيت مطالب و تسلط اساتيد به موضوع دوره ها و ميزان رضايتمندي دانشجويان و غيره تجزيه و تحليل شده و توسط نمودارهاي مختلف نمايش داده ميشود .
اين قسمت ميتواند بهترين راهنما جهت انتخاب دوره هاي خوب و اساتيد موفق ، براي كساني كه تازه با اين مركز آشنا شده و ميخواهند در دوره ها آموزشي آن ثبت نام نمايند ، باشد.
14- نتايج امتحانات و گواهينامه ها: در اين قسمت كليه اطلاعات مربوط به نتايج برگزاري امتحانات پايان دوره كلاسها و نمرات كسب شده از طرف دانشجويان و همچنين نتايح انجام تكاليف كلاسي ، نمايش داده ميشود. در صورتي كه دانشجويان در امتحانات حضوري (بجاي شركت در امتحانات از راه دور) مركز نيز شركت كرده باشند گواهينامه هاي آنها نيز در اين بخش قابل نمايش ميباشد. طول زمان برگزاري دوره هاي آموزشي
در آموزش مجازی 40 يا 50 درصد متن آموزشی از طريق استاد ارائه ميشود و بقيه درس از طريق همکاری و ارتباط دانشجويان تعيين و تدوين ميشود ، يعني موضوع اصلی را استاد گفته و بقيه موارد از طريق ايده ها، کارها، پژوهشها و تحقيقهاي خود دانشجويان تکميل ميشود .
بر همين اساس طول دوره هاي آموزشي در اين مركز حداقل 1 ماهه و حداكثر 3 ماهه در نظر گرفته شده و دوره هايي كه بيشتر از 2 ماه زمان احتياج داشته باشند به دو يا چند دوره مقدماتي و پيشرفته تقسيم شده اند . در اين مركز زمان شروع و اتمام و همچنين طول زمان برگزاري كلاسها از طرف خود استاد دوره مشخص شده و زمان امتحان پايان ترم و يا ميان ترم نيز تعيين ميگردد . البته چون در اين سيستم دانشجويان 100% به استاد وابسته نيستند ، ميتوانند تا 10 روز مانده به امتحان آخر دوره ، در كلاس مورد نظر خود ثبت نام كرده و جزوه مورد نظر را مطالعه نموده و مباحث گروهي انجام گرفته بين دانشجويان آن كلاس را نيز مطالعه بررسي كرده و خود را براي امتحان نهايي آماده كنند ، ولي مسلم است كه بازده ياد گيري در حالتي كه دانشجو در طول تمام دوره با استاد پيش رفته و در مباحث و كارهاي گروهي شركت ميكند خيلي بيشتر از مطالعه و يادگيري به روش شخصي خواهد بود .
بطور كلي ميتوان مراحلي را كه دانشجويان بايد در اين مركز طي نموده و در امتحات آخر دوره شركت نمايند را بشرح زير بيان نمود :
1- ثبت نام در كلاس آموزشي مورد نظر و پرداخت هزينه از طريق كدهاي اعتباري آموزش
2- دريافت جزوه درسي و نصب آن بر روي كامپيوتر
3- تقسيم يندي دانشجويان كلاس به گروه هاي مختلف
4- دريافت تكاليف از استاد دوره و انجام آنها در قالب گروههاي تعيين شده
5- دريافت سوالات امتحاني بصورت آنلاين و جوابگويي و ارسال آنها به استاد دوره در زمان تعيين شده
نكات مهم در انتخاب دوره ها
در آموزش مجازی 40 يا 50 درصد متن آموزشی از طريق استاد ارائه ميشود و بقيه درس از طريق همکاری و ارتباط دانشجويان تعيين و تدوين ميشود ، يعني موضوع اصلی را استاد گفته و بقيه موارد از طريق ايده ها، کارها، پژوهشها و تحقيقهاي خود دانشجويان تکميل ميشود .
در سيستم آموزشي در نظر گرفته شده ، سعي ميشود كه دوره ها از حالت يكنواخت و بي تحرك كلاسهاي سنتي در آمده و بيشتر بر روي كارهاي گروهي تاكيد گردد . همچنين در اين روش شما ميتوانيد هر روز و هر لحظه كه اراده نماييد با استاد و همكلاسيهاي خود ارتباط برقرار نموده و به تبادل نظر و مباحث گروهي پيرامون مفاد درسي و يا تمرينهاي داده شده بوسيله اينترنت بپردازيد . طبيعي است كه در اين سيستم تحصيل نمودن داراي شرايطي ميباشد كه با شرايط تحصيل در روش سنتي تفاوتهاي فاحشي دارد .
در زير شرايطي را كه دانشجويان براي استفاده از دوره هاي آمورشي اين مركز بايد دارا باشند بطور خلاصه بيان شده است :
1- دسترسي به يك كامپيوتر شخصي و نصب نرم افزارهاي لازم بر روي آن
2- دسترسي به اينترنت و آشنايي مختصر با نحوه كار با اينترنت
3- داشتن حس كار گروهي و حوصله لازم جهت فعاليت در گروههاي درسي (البته اجباري نيست)
شما دوستاني كه مايل به ثبت نام در دوره ها هستيد لطفا به توصيه هاي زير توجه فرماييد :
• چون ما ايراني ها به پرداخت پولي بابت خدمات آموزشي آنهم از طريق اينترنت علاقه اي نداريم و به اصطلاح زورمان مياد دست به جيب مباركمان ببريم (هرچند اين مبلغ بسيار ناچيز باشد) ، بنابراين توصيه ما به همه شما اينست كه حتمار "طرح توسعه کالج مجازي" را در بخش آموزش تجارت الكترونيكي مطالعه نموده و با معرفي دوره هاي مركز به چند نفر ، امتياز لازم جهت ثبت نام در دوره ها را بدست آورده و در حقيقت بطور مجاني ثبت نام نماييد.
• بدليل اينكه اكثر دوره هاي آموزشي برگزار شده كاربردي بوده و هدف از آنها يادگيري مطالب عملي ميباشد تا تئوري ، بنابراين ثبت نام در اين دوره ها را براي كساني كه ميخواهند وارد بازار كار شوند ، بشدت توصيه مي نماييم و تضمين ميكنيم كه در صورت همكاري فعال در گروههاي درسي مشخص شده ، در زمينه درسي آن دوره ، به فردي با تجربه مبدل گردند ، چرا كه در طول اين دوره ها هم خودتان خيلي از مطالب را بصورت عملي تجربه خواهيد نمود و هم اينكه بصورت مفيدي از نتايج عملي فعاليتهاي ديگران بهره مند خواهيد شد. (با استفاده از امكانات موجود در كلاسها)
• سعي نماييد در طول زمان برگزاري دوره ها بصورت فعالي در گروههاي درسي شركت نموده و با همكاري و همفكري هم گروهي هاي خود ، تكاليف و تمرينهاي داده شده از طرف استاد را حل نموده و به نتيجه نهايي برسانيد . اين فعاليتهاي گروهي مطمئنا در بالا بردن ميزان ياد گيري شما اهميت بسزايي خواهد داشت . البته با توجه به اينكه اكثر دانشجويان در امر تايپ فارسي خيلي كند هستند ، شايد نوشتن مطالب و شركت فعال در مباحث درسي كمي مشكل بنظر برسد ولي مطمئنا اين زحمات ارزش خود را در پايان دوره نشان خواهد داد.
• چون امتحانات پايان دوره بصورت اينترنتي برگزار مي شود و اطميناني وجود ندارد كه آيا خود دانشجو به سوالات امتحاني جواب ميدهد يا كس ديگر ، بنابراين امتحانهاي اينترنتي از ارزش بالايي برخوردار نبوده و اگر شما به مدرك با ارزشي جهت تاييد گذارندن موفقيت آميز دوره ها نياز داريد ، بايد با پرداخت مبلغ اندكي بابت هزينه هاي امتحان ، بصورت حضوري در مراكز آموزشي همكار اين مركز ، امتحان داده و از طرف آن موسسات گواهينامه معتبر دريافت نماييد.
• با توجه به اينكه شركت در اين دوره ها مستلزم كارگروهي از طريق اينترنت ميباشد ، بنابراين سعي نماييد بجاي شركت در چندين دوره مختلف و قاب كردن مداركشان ، در يك يا حداكثر دو دوره اين مركز ثبت نام نموده ولي بطور فعالي در گروههاي درسي مشخص شده فعاليت كرده و به دانش و تجربه خود بطور عملي بيافزاييد ، به بيان ديگر در عوض ياددگيري سطحي انبوهي از مطالب ، در يك يا دو زمينه به صورت كاملا تخصصي و عملي وقت بگذاريد تا در آينده بتوانيد از نتايج اين دوره هاي كاربردي در محيط كارتان بهترين استفاده را ببريد .
نظرات يك كارشناس
۱- آموزش الكترونيكي يا Online چيست ؟
آموزش الكترونيكي همان استفاده از اينترنت براي يادگيري است كه از ارتباط اينترنتي و (مرور گر وب) Web browser در هر زمان يا مكاني مي توان به اين مقصود دست يافت . آموزش الكترونيكي نوع جديدي از آموزش است كه در آن نيازي به حضور دانشجويان در كلاسهاي برنامه ريزي شده نيست . در واقع يك محيط آموزشي مجازي در شبكه است . موضوعهاي درسي چنان طراحي شده اند كه دانشجويان را به بهترين وجه راهنمايي كنند چون آنها در كلاسهاي درس شركت نداشته و از حضور استادان بهره نمي برند . در هر صورت مي توانيد از طريق (پست الكترونيك) email و ساير امكانات شبكه از يكديگر سئوال بپرسيد . اين بدين معني است كه در هر مكان و هر زماني كه مايل باشيد مي توانيد به مطالعه دروس خود بپردازيد و در خانه يا اداره فرصت كافي نيز در اختيار خواهيد داشت . يعني اگر دفعه اول كاملا متوجه نكات مشكل درسي نشديد ، مي توانيد چندين بار آن را مرور كنيد .
2- چرا از طريق آموزش الكترونيك ياد بگيريم ؟
اين روش دانشجويان را تشويق مي كند تا از خود خلاقيت و كنجكاوي بيشتري نشان بدهند . در ضمن ياد مي گيرند كه چگونه به سرعت به تكنولوژي هاي جديد ، دست يابند و دانشجويان اين انعطاف پذيري را دارند كه به يادداشتهاي دروس دسترسي داشته و در مباحثات اتاقهاي گفت و گو و چت شركت داشته باشند و اين امكان را دارند تا در هر زماني كه برايشان مناسب است با مدير سايت آموزش دهنده (Facilitator) ارتباط برقرار كنند . انعطاف پذيري اين نوع آموزش براي افرادي كه به دليل تعهدات شغلي يا شخصي قادر به شركت كردن در يك كلاس رسمي نيستند ، محيط آموزشي مناسبي را فراهم مي آورد . مثلا براي كساني كه در ساعات متغير كار مي كنند يا اشخاصي كه به دليل استراحت در منزل شانس حضور در دانشگاه را ندارند در حالي كه ديگران در همان زمان در كلاسها شركت مي كنند اين روش انتخاب خوبي براي اشخاصي است كه چه از نظر مخارج و يا وقت براي ادامه تحصيل امكان سفر به خارج از كشور را ندارند .
3- بين برنامه هاي ارائه شده به صورت online و كلاس درس چه تفاوتي وجود دارد ؟
برنامه ها در هر دو يكسان هستند با اين تفاوت كه نحوه ارائه آنها متفاوت است . در روش online همه چيز از طريق شبكه هدايت مي شود كه شامل حضور در كلاسهاي گفت و گوي اينترنتي (web chat) و دسترسي به يادداشتهاي نمونه و حتي ارتباط زنده با مدير سايت آموزش دهنده (Facilitator online) مي باشد .
4- آموزش الكترونيكي براي چه كسي است ؟
آموزش الكترونيكي عملا براي همه است . شما مي توانيد كارمندي حرفه اي باشيد كه مي خواهد مهارت هاي (فن آوري اطلاعات) IT خود را به صورت امروزي در بياوريد يا دانشجويي كه در صدد كسب تحصيلات عاليه است . يا فرد بيكاري كه دوست دارد در خانه و با سرعت يادگيري خود به مطالعه و آموختن بپردازد . هر فردي مي تواند براي ارضاي نيازهاي آموزشي خود از اينترنت بهره ببرد .
5- چگونه مي توان از آموزش الكترونيكي بهره مند شد ؟
آموزش الكترونيكي راه حل آموزشي موثر ، سهل الوصول و داراي كيفيت بالا است . مي توانيد از حضور در كلاسهايي كه مطابق برنامه ريزي شخصي يا شغلي تان است لذت ببريد . خواه هدف شما پيشرفت شغلي ، غناي فردي و يا كسب مدرك اعتباري قابل انتقال باشد . رشته هاي online بلا استثنا قابل دسترسي هستند ، منبعي قابل اطمينان كه اطلاعات و همان دستور العمل ها و دروسي كه خواستار آن بوده ايد با كيفيت بالا به شما عرضه مي كند آن هم بدون وجود دائمي موانعي كه همه ما را از دست يافتن به فرصتهايمان محروم مي كند . در ضمن هر برنامه آموزشي را مي توان ذخيره كرد و براي دانشجويان فرستاد تا از آن براي سنجش خود استفاده كنند . به عبارت ديگر ، اين روش كه در آن يادگيرنده مورد توجه است ، اين امكان را به دانشجويان مي دهد تا به تجربه يادگيري خود بپردازد .
6- بنابراين مهمترين فوائد آموزش الكترونيكي يا مطالعه online كدام است ؟
نخست آنكه نيازي به صرف وقت و حضور در كلاسهاي درس نيست . دوم ، مي توانيد از طريق شبكه ارتباطي با دانشجويان و مدرسان تمام دنيا ارتباط برقرار كرده و به بحث و گفت و گو بپردازيد . سوم ، مزيت برخورداري از يك روش مطالعه انعطاف پذير كه مطابق نيازهاي شماست را خواهيد داشت . چهارم ، سرعت مطالعه در دست دانشجو است و مي توانيد عنوانها را مرور كرده و در هر خطه سرعت خواندن آن را با توجه به درك و فهم خود بالا ببريد . پنجم ، اطلاعات ضروري در مورد پيشرفت آموزشي براي سنجش و ارزيابي شخصي ، به سرعت ارائه مي شود . ششم ، مانند كلاسهاي درس شما هم از همان برنامه هاي آموزشي ، دروس مرجع و راهنماييهاي درسي و شناخت برخوردار مي شويد . هفتم ، در مطالعه از طريق online با غناي آموزش گروهي مواجه مي شوديد . هشتم ، مطالعه از طريق online شما را تشويق مي كند تا كنجكاوي و ابتكار بيشتري به كار ببريد و امكان دسترسي به تكنولوژيهاي جديد را افزايش داده و با استفاده از فن آوري رايانه ، اطلاعات شما را به روز نگه مي دارد . نهم ، در پايان هر ترم فرم ارزيابي online اطلاعات ضروري و لازم درباره برنامه را به شما منتقل مي كند . در آموزش الكترونيكي از موارد درسي online كه در ارتباط با بحث و گفت و گو اتاقهاي chat (گفت و گو) همزمان و email و مدارك مربوط به رشته ها كه قابل download كردن است ، برخوردار مي شويد . اين روش تجربه يادگيري موفقي را براي شما به وجود مي آورد . زماني كه برنامه خود را از طريق شبكه دريافت مي كنيد اين ناجازه را خواهيد داشت تا يكي يكي و بدون يك برنامه زماني ثابت و يا كلاس درس به فعاليت بپردازيد . پس مي توانيد با كنترل كامل ، از موارد درسي موجود با هر سرعتي كه مايليد ، سريع يا كند استفاده كنيد . پس مي توانيد هر عنواني را هر اندازه كه دوست داريد مرور كنيد و يا از عناويني كه با آنها قبلا آشنا شده ايد ، به سرعت بگذريد . براي هر برنامه موجود يك مدير سايت آموزشي online كه در آن موضوع مهارت دارد ، انتخاب مي شود . او مانند يك مدرس در كلاس درس است كه فرايند يادگيري يك برنامه هفتگي شما را راهنمايي مي كند و از طريق جلسات منظم chat با شما و دانشجويان ديگر ارتباط برقرار كرده و به تمام سئوالهايي كه اتاق بحث و گفت و گو فرستاده شده ، پاسخ مي دهد . اين پيغامها در اتاق chatثبت مي شوند تا اگر خواستيد دوباره به مرور آنها بپردازيد . دانشجويان علاوه بر متخصصان آكادميك online مي توانند از امكانات off line هم بهره ببرند . تيمهاي متشكل از افراد حرفه اي كه وقت خود را صرف ايجاد يك تجربه يادگيري براي شما كرده اند امكانات chat و مرور امتحانات online را مانند سرويس خدمات به مشتريان به شما پيشنهاد مي كنند .
7- آموزشهاي تحت وب چگونه است ؟
شما برنامه آموزشي خود را با توجه به سيستم عامل رايانه و يك محيط آموزشي كه شبيه سازي شده است دريافت مي كنيد اساسا آزاد هستيد تا مطابق ميل خود كار كنيد بدون اطلاعات ضروري بدست آمده مستقلا به يادگيري مشغول شده و اين توانايي را پيدا ميكنيد تا با استقلال كامل به ارزيابي سطح مهارت هاي خود بپردازيد
8- آموزش تحت وب براي چه كساني مناسب است ؟
افراد حرفه اي كه بدنبال راهي مناسب براي تازه كردن مهارت ها و دانش ويژه هستند . همچنين افراد حرفه اي كه بايد وضعيت گواهي يا اعتبار نامه هاي خود را از طريق كسب برخي مهارت ها حفظ كنند . دسته ديگر افراد بالغي كه براي مطالعه به روش خود برنامه ريزي كرده ، ترجيح مي دهند كه مستقلا كار كنند . همچنين شركتهايي كه در تلاش براي آموزش گروه زيادي از مردم در مدت زمان كوتاه و يا گروه كوچكي در مدت زمان بيشتري هستند . يك گروه شغلي يا نقاط شروع متفاوت در يك مهارت لازم و نيز گروه هاي كه در مكانهاي جغرافيايي مختلف هستند مي توانند تحت آموزش وب باشند .

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 4:13  توسط محمد 

بنام او

 

هو

از خدا چرا صدا نمی رسد؟


ای ستاره ها که از جهان دور
چشمتان به چشم بی فروغ ماست!
نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟
در میان آبی زلال آسمان
موج دود و خون و آتشی ندیده اید؟

این غبار محنتی که در دل فضاست
این دیار وحشتی که در فضا رهاست
این سرای ظلمتی که آشیان ماست
در پی تباهی شماست!

گوشتان اگر به ناله ی من آشناست
از سفینه ای که میرود به سوی ماه
از مسافری که می رسد زگرد راه
از زمین فتنه گر حذر کنید
پای این بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سیاست.

ای ستاره ای که پیش دیده ی منی!
باورت نم یشود که در زمین
هر کجا به هر که می رسی
خنجری میان مشت خود نهفته است
پشت هر شکوفه ی تبسمی
خار جانگزای حیله ای شکفته است.


آنکه با تو میزندد صلای مهر
جز به فکر غارت دل تو نیست
گر چراغ روشنی به راه توست
چشم گرگ جاودان گرسنه است.

ای ستاره ما سلاممان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریده اند
حق، زبان تازیانه است.
وانکه با تو صادقانه درد دل می کند
های های گریه ی شبانه است!

ای ستاره باورت نمی شود:
در میان باغ بی ترانه ی زمین
ساقه های سبز آشتی شکسته است
لاله های سرخ دوستی فسرده است
غنچه های نورس امید
لب به خنده وا نکرده مرده است
پرچم بلند سرو راستی
سر به خاک غم سپرده است.

ای ستاره باورت نمی شود:
آن سپیده دم که با صفا و ناز
در فضای بی کرانه می دمید
دیگر از زمین رمیده است
این سپیده ها سپیده نیست
رنگ چهره ی زمین پریده است.

آن شقایق شفق که می شکفت
عصر ها میان موج نور
دامن از زمین کشیده است
سرخی و کبودی افق
قلب مردم به خاک و خون تپیده است
دود و آتش به آسمان رسیده است.

ابر های روشنی که چون حریر
بستر عروس ماه بود
پنبه های داغ های کهنه است.

ای ستاره ، ای ستاره ی غریب
از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره ی گلوله های آتشین
از صفای گونه های آتشین مپرس
زیر سیلی شکنجه های دردناک
از زوال چهره های نازنین مپرس
پیش چشم کودکان بی پناه
از نگاه مادران شرمگین مپرس.

در جهنمی که از جهان جداست
در جهنمی که پیش دیده ی خداست
از نهیب کوره ها و کوه نعش ها
از غریو زنده ها میان شعله ها
بیش از این مپرس
بیش از این مپرس!

ای ستاره، ای ستاره ی غریب
ما اگرزخاطرخدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمی رسد
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمی رسد؟

بگذریم از این ترانه های درد
بگذریم از این فسانه های تلخ
بگذر از من ای ستاره، شب گذشت.

قصه ی سیاه مردم زمین
بسته راه خواب ناز تو
می گریزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بی نیازتو

ای که دست من به دامنت نمی رسد
اشک من به دامن تو می چکد!

با نسیم دلکش سحر،
چشم خسته ی تو بسته می شود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقده های گریه ی شبانه ام
در گلو شکسته می شود

 

 

  1. شرافت مانند تیری است که چون از کمان گذشت بازگشت آن ممتنع است. از مولای متقیان
  2. دانا زنده است اگر چه بمیرد و نادان مرده است هر چند زنده باشد. از مولای متقیان
  3. خردمند به کار خویش تکیه کند و نادان به آرزوی خویش. از مولای متقیان
  4. سخن دارویی را ماند که اندک آن سود دهد و بسیارش کشنده است. از مولای متقیان
  5. کثرت سکوت موجب ابهت و بزرگی است و انصاف مایه فزونی دوستان است. از مولای متقیان
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 3:26  توسط محمد  | 

آيا ميدانستي؟؟؟اگه بدونی خیلی حالیته

آيا ميدانستي در برج ايفيل دو ميليون و نيم پيچ به کار رفته است؟
 
آيا ميدانستي که در عطسه ي کنترل نشده از طرف يك شخص بيمار پنج هزار قطره های ريزی که حاوی ويروس ميباشد در فضا پخش ميشود؟
 
آيا ميدانستي که پياز بعلت داشتن انسولين گياهي و اينولين برای مبتلايان به مرض قند مفيد بوده و قند خون را پايين مياورد؟
 
آيا ميدانستي 135 ميليون نفر از مردم دنيا به بيماري ديابت مبتلا هستند؟
 
آيا ميدانستي که قويترين زلزله ايي که تا بحال در جهان رخ داده و به ثبت رسيده است در سال 1960 در اقيانوس آرام نزديک کشور شيلي رخ داد که قدرت آن نه و نيم ريشتر بود که فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟
 
آيا ميدانستي که بزرگترين تخم، در مقـــــــايسه با اندازه بـــــــدن، متعلق به پرنده اي به نام «كيوي» است كه در استراليا زندگي مي كند. جثه كيوي، تقريبا" به اندازه يك مرغ است، اما تخمي كه مي گذارد، يك چهارم بدنش وزن دارد؟
 
آيا ميدانستي دانشمندان به تازگي كشف كرده اند كه تقريبا" سي تا چهل درصد از همه سرطان ها با خوردن ميوه ، سبزيجات ، غذاهاي گياهي كم چرب و مواد غذايي پركالري ، قابل پيش گيري است؟
 
آيا ميدانستي دانشمندان به تازگي كشف كرده اند كه تقريبا" 30 تا 40 درصد از همه سرطان ها با خوردن ميوه ، سبزيجات ، غذاهاي گياهي كم چرب و مواد غذايي پركالري ، قابل پيش گيري است
 
آيا ميدانستي لباس قرمز و سفيد بابا نوئل از شرکت کوکاکولا به يادگار مانده است، سال 1931 ميلادی شرکت کوکاکولا برای تبليغات خود از اين رنگها در لباس بابا نوئل استفاده کرد؟
 
آيا ميدانستي زالو دارای يازده معده و سه دهان ميباشد و هر دهان داری صد عدد دندان ميباشد، جالب است اين را هم بدانيد که يک وعده خون مکيدن ميتواند زالو را يک سال زنده نگه دارد؟
 
آيا ميدانستي که فيلها از بوی عسل بدشان مي آيد. حتي بوي عسل فيل ها را فراري مي دهد؟
 
آيا ميدانستي که خانومها بيشتر از آقايون مبتلا به بيماری ديابت ميشوند؟
 
آيا ميدانستي 50 درصد جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده است؟
 
 
آيا ميدانستي که مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند؟
 
 
آيا ميدانستي که آدولف هيتلر گياهخوار بوده است؟
 
 
آيا ميدانستي سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميشود؟
 
 
آيا ميدانستي که فيلها قادرند روزانه شصت گالن آب و دويست و پنجاه كيلوگرم يونجه مصرف كنند؟
 
 
آيا ميدانستي که از 294 کشور جهان، صد و بيست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟
 
 
آيا ميدانستي قلب انسان بطور متوسط صد هزار بار در سال ميتپد؟
 
 
آيا ميدانستي که يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گرد و غبار را تا ارتفاع پنجاه كيلوكتري به فضاي اطراف پرتاب كند؟
 
 
آيا ميدانستي که كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟
 
 
آيا ميدانستي بزرگترين مجسمه بودا در چين قرار دارد که بلندای آن چهارصد و شانزده متر و پهنای آن شصت و هشت متر ميباشد؟
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 2:38  توسط محمد  | 

نظر میخوای بدی در مورد موضوع نظر بده...

 

چرا بعضی از این خانوما ایقدر بد اخلاق وخود خواه هستن که وقتی یکی یه چیزی بهشون میگه میخوان عالم و ادم واسمون و زمینو بهم گره بزنن؟؟؟ من که نفهمیدم شما جوابشو بدید؟؟!!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 3:23  توسط محمد  | 

داستان وپند

زن از منزل خارج شد و در جلوی حیاط نظاره گر سه پیرمرد با ریش های سفید و بلند شد. زن گفت:« شما را نمی شناسم ولی باید گرسنه باشید داخل شوید و چیزی بخورید.» پیرمردان گفتند:«آیا همسرت منزل است؟» زن گفت:«خیر بیرون است.» سپس گفتند:«ما نمی توانیم داخل شویم» بعد از ظهر که شوهر به خانه بازگشت زن تمام ماجرا را برایش توضیح داد. مرد گفت:« حال برو و به آن ها بگو که من در خانه هستم و آن ها را دعوت کن» سپس زن آن ها را به داخل خانه راهنمایی کرد ولی آنها گفتند:« ما نمی توانیم باهم داخل شویم.» زن علت را جویا شد و یکی از پیران توضیح داد: اسم او ثروت است و به یکی دیگر از دوستانش اشاره کرد و گفت:« او موفقیت و من نیز عشق هستم. حالا برو و مساله را با همسرت در میان بگذار و تصمیم بگیرید طالب کدامیک از ما هستید!» زن ماجرا را برای همسرش تعریف کرد. شوهر بسیار خوشحال بود با هیجان خاصی گفت:« بیا ثروت را دعوت کنیم و منزلمان را مملو از دارایی نماییم» اما زن با این خواسته مخالفت کرد و گفت:« عزیزم چرا موفقیت را نپذیریم!» در این بین عروسشان که تا این لحظه شاهد گفتگوی آن ها بود میان حرفشان پرید و گفت:« بهتر نیست عشق را پذیرا باشیم و منزلمان را سرشار از عشق کنیم؟» سپس شوهر به زن نگریست و گفت:« بیا به نصیحت عروسمان گوش دهیم. برو و عشق را به خانه مان دعوت کن» سپس زن نزد پیرمردان رفت و پرسید کدامیک از شما عشق هستید؟ لطفاً داخل شوید و مهمان ما باشید. در این لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد، سپس آن دو نفر هم بلند شده و وی را همراهی کردند. زن با تعجب به موفقیت و ثروت گفت:« من فقط عشق را دعوت کردم!» در این بین عشق گفت:« اگر شما دارایی یا موفقیت را دعوت می کردید دو نفر از ما مجبور بودند بیرون منتظر بمانند اما زمانی که شما عشق را پذیرا شدید هر جا که من روم آن ها نیز همراه من می آیند.» هر کجا عشق باشد در آن جا ثروت و موفقیت نیز حضور دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 6:16  توسط محمد  | 

آيا ميدانستي؟؟؟؟؟بجونه خودم اگه بدونى

اصول حجامت و طب سوزني از آنجا گرفته شد که در عصر قبل از تاريخ متفکران متوجه شدند که وقتي سربازی در ميدان جنگ مورد اصابت سنگ يا چاقو و شمشير قرار ميگرفت و زخمي برميداشت به علت همين زخم بسياری از بيماريها ی او هم بهبود ميافت. اين کشف بزرگ به آنها آموخت که با فرو بردن سوزن و تيغ زدن ميتوان برخي از امراض را شفا بخشيد و به همين علت دوهزار و ششصد سال قبل از ميلاد مسيح سوزن های فلزی و شاخ های حجامت در چين و ايران وارد اصول تداوی گرديدند
 
 
آيا ميدانستي نام محّمد متداول ترين نام در جهان ميباشد(صلواتــــــــــــ)
 
 
 
آيا ميدانستي که دانشمندان مدعي هستند که بازيهای فکری ريسک ابتلا به بيماری آلزايمر«دمنس» را بسيار کم ميکند؟
 
 
آيا ميدانستي که رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد؟
 
آيا ميدانستي كانادا يك واژه هندي به معني "روستاي بزرگ" ميباشد؟
 
 
 
آيا ميدانستي که دانشمندان مدعي هستند که نگاه کردن بيش از حد به تلويزيون باعث ابتلا به بيماری آلزايمر «دمنس» در سنين كهولت ميشود؟
 
 
آيا ميدانستي که دانشمندان مدعي هستند که قد انسان با درآمد او ارتباط تنگاتنگ دارد، آنها مدعي هستند که افراد بلند قد درآمدی بيشتری هم دارندمثل من
 
آيا ميدانستي که کافئين قهوه چهار برابر چای ميباشد؟
 
آيا ميدانستي که پرنده ای وجود دارد که بعد از اينکه پرواز کردن را ياد گرفت تا ده سال بي وقفه پرواز ميکند و حتي در حال پرواز ميخوابد و فقط بعد از حدود ده سال که موقع تخمگذاری فرا ميرسد پا به زمين ميگذارد
 
آيا ميدانستي که فقط 11 درصد از جمعيت دنيا چپ دست هستند؟مثل من
 
آيا ميدانستي تقريباً 65 درصد وزن يک انسان را اکسيژن تشکيل ميدهد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 2:44  توسط محمد  | 

ایا میدانستی؟؟؟! 

           

آيا ميدانستي که شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند؟
 
 
 
آيا ميدانستي که داريوش برای جلوگيری از قحطي آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ايران بوده سدی عظيم بروی رود سند بنا نهاد؟
 
 
آيا ميدانستي که هواپيماهای جديد بويينگ ميتوانند باری معادل 140 تن را جابجا کنند؟
 
 
آيا ميدانستي که مساحت سوراخ اوزون برابر با 24 ميليون کيلومتر مربع ميباشد، يعني تقريبا" به اندازه آمريکای شمالي!!؟
 
 
آيا ميدانستي سالانه 1.3 ميليون متر مکعب چوب صرف درست کردن چوبهای غذای خوری در چين ميشود؟
 
 
آيا ميدانستي در طوفان شن در کوير های بزرگي چون کوير صحرا در آفريقا بين شصت تا دويست ميليون تن شن جابجا ميشود؟
 
 
آيا ميدانستي ماموتها که ده هزار سال پيش نسلشان منقرض شد تا شش سالگي شير مادرشان را ميخوردند؟
 
 
آيا ميدانستي که وقت تابستاني برای اولين بار در سال 1916 به اجرا گذاشته شد، بهتر است اين را هم بدانيد که اين مسئله در سال 1700 توسط بنيامين فرانکلين آمريکايي مطرح شده بود؟
 
 
آيا ميدانستي که لاشخورها قادر به ديدن يك موش كوچك از ارتفاع 4 كيلومتري ميباشند؟
 
 
آيا ميدانستي که قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد؟
 
 

راستي به اين فکر کرديد که دندان مصنوعي از چه زماني متداول شده است؟ بايستي بگويم که حدود چهارصد و پنجاه سال پيش مردم به فکر تهيه دندان مصنوعي افتادند، البته اين افراد اشراف زادگان بودند که توانايي پرداخت هزينه دندان مصنوعي را داشتند

ولي جالب اينجا بود که اين دندانهای مصنوعي را از دندانهای مردگان تهيه ميکردند. بدين شکل که دندانپزشکان قديم دندان مردگان را در يک نوع پلاستيک تعبيه ميکردند و تقريبا ميشود گفت که شبيه دندانها مصنوعي کنوني ميشد. وحشتناک اينجا بود که سودجويان در مواقع جنگ هميشه در ميادين جنگي حضور داشتند و پس از کشت و کشتار سراغ مردگان ميرفتند و دندانهای آنها را در مياوردند و به قيمت گزافي به دندانپزشکان وقت ميفروختند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داستان: ميرزا كوچك خان و گداى سمج

ميرزا كوچك خان جنگلى كه همراه با مشروطه خواهان در فتح تهران شركت داشت ، در دوران اقامت در تهران از كارهاى ناهنجار برخى از مجاهدين افسرده شد. با آنكه در نهايت عسرت مى زيست از پذيرش ‍ كمكهاى مادى سردار محى امتناع مى ورزيد.
خودش نقل كرد كه : روزى بسيار دلتنگ بودم و به سرنوشت مردم ايران مى انديشيدم و رفتار بعضى از كوته نظران را كه مدعى نجات ملت اند تحت مطالعه قرار داده بودم كه گدائى به من برخورد و تقاضاى كمك نمود.
من كه در اين حال مفلس تر از او بودم و درب جيبم را تار عنكبوت گرفته بود و باصطلاح معروف بخيه به آب دوغ مى زدم ، معذرت خواستم و كمك به وى را به وقت ديگر محول ساختم ، اما گداى سمج متقاعد نمى شد و پا بپايم مى آمد و گريبانم را رها نمى كرد.
در جيبم ، حتى يك شاهى پول نداشتم و فنافى الله به نحوه گذراندن آينده ام مى انديشيدم . نه ميل داشتم از كسى تقاضاى اعانت كنم و نه آهى در بساطم بود كه دل را خشنود نگه دارم و گداى پرور دم به دم غوغا مى كرد و اصرار زياده از حدش خشمم را عليه خود برانگيخت . هر جا مى رفتم از من فاصله نمى گرفت و با جملات مكرر و بى انقطاع روح آزرده ام را سخت تر مى آزرد. عاقبت به تنگ آمده كشيده اى به گوشش خواباندم .
گويى گداى سمج در انتظار همين كشيده بود زيرا فورا به زمين نقش بست و نفسش بند آمد و جابجا مرد.
از مرگ گدا با همه پرروئيهايش متاءثر شدم و چون عمل خود را مستحق مجازات مى دانستم بيدرنگ به شهربانى حاضر و خود را معرفى كردم .
رئيس شهربانى يفرم خان ارمنى بود. از اين كه به پاى خود به شهربانى آمده و خود را قاتل معرفى كرده ام متعجب شد و مدتهاى مديد براى همين ارتكاب در زندان ماندم تا اينكه اوضاع تغيير كرد و با گذشت مدعيان خصوصى آزاد گرديدم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظر و تحقیقات شخصی...

نظر و تحقیقات من اینو نشون میده که میرزا کوچک خان که همچین کوچک هم نبوده مزدور  روس ها برای اختلال در ایران بوده،همچون کسانی مثل شیخ خزعل در خوزستان،برای حفظ منافع روسیه در شمال کشور،که دقتی بر تاریخ معاصر بکنید میبینید که بعد از قطع کمک های مالی روسیه میرزا و پیرووانش یا دستگیر و یا کشته شدند.در تاریخ بعد از انقلاب ایران(جمهوری اسلامی)تمامیه دشمنان شاهنشاهی فلاکت بار قاجار ازادی خواه بودند وخواهان پیشرفت.

صورتی که چنین نبوده،من نظرمو گفتم شما نظرتون چیه اگه مطلب قوی تر دارید بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــد. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 5:41  توسط محمد  | 

آغاز سال نو در دوره هخامنشي

نوروز جشني بسيار كهنسال است و بسي كهن تر از هزاره ها و حكومت ها.

آيا هخامنشي چنين جشني براي آغاز سال نو داشته اند و آيا همواره روز يكم فروردين و لحظه اعتدال بهاري و ورودي آفتاب به برج حمل ( بره ) را زمان برگزاري اين جشن مي دانسته اند؟ براي پاسخ به چنين پرسش هايي بايد نگاهي به تقويم هخامنشي انداخت . در تقويم هخامنشي با توجه به كتيبه هاي به دست آمده مانند سالنامه هاي بابلي و همچنين متن هاي خزانه و باروي تخت جمشيد مي توان به دقت و به طور كامل زمان آغاز هر يك از ماهها و همچنين زمان دقيق كبيسه ها و آغاز سال نو را تعيين كرد. زمان نوروز همواره برابر آغاز ورود آفتاب به برج حمل ( بره ) دانسته شده كه زمان  دقيق اعتدال بهاري نيز هست. دست كم از دوره ساساني چنين مداركي در دست است. اين زمان يكم فروردين و برابر با 21 مارس در تقويم ميلادي است. بنابر اين بايد انتظار داشت كه در تقويم هخامنشي آغاز روز يكم از ماه يكم هر سال برابر با يكم فروردين با 21 مارس باشد.

نخست از نظر زماني بايد بدانيم كه روز آغاز سال نو در دوره هخامنشي چه زماني بوده است؟ آن طور كه از كتيبه هاي دوران هخامنشي بر مي آيد زمان آغاز سال نو زمان مشخص و دقيقي نداشته بلكه متغير بوده و دلايل آن بسيار پچيده است. بنابر مدارك باقي مانده در سرتاسر دوران هخامنشي، زمان آغاز سال نو در دوره هخامنشي از 21 اسفند ماه ( 12 مارس ) تا 9 ارديبهشت ( 29 آوريل ) در نوسان بوده، ولي به طور كلي يك محدوده زماني از يكم فروردين ( 21 مارس ) تا سوم ارديبهشت ( 23 آوريل) را در بر مي گرفته است. بر اساس مدارك مي بينيم كه در سرتاسر دوران هخامنشي سالي كه شروع سال نو در 21 مارس ثبت شده سال سوم پادشاهي كمبوجيه است .

آمار نشان مي دهند كه بيشترين روزي كه در آن سال آغاز گشته روز 29 فروردين ماه ( 18 آوريل ) بوده و پس از آن بيشترين آمار براي روز آغاز سال نو، روزهاي نهم، يازدهم و نوزدهم فروردين ماه كنوني بوده است. نمودار زير نشان دهنده روزهاي آغاز سال نو و تعداد كامل آنها در زمان پادشاهان هخامنشي است.

در تقويم هخامنشي بر اساس محاسبه هاي بابلي ها، هر چند سال يكبار يك ماه كبيسه را به ماه ششم يا ماه دوازدهم اضافه مي كرده اند، كه در اين ميان آغاز روز اول ماه سيزدهم يا همان ماه كبيسه دوم نشان مي دهد كه آغاز اين ماه در روز يكم فروردين و چند روز پيرامون آن نگاه داشته مي شده است. در دوره هخامنشي 9 بار ماه سيزدهم در سال هاي كبيسه با روز يكم فروردين آغاز شده است . با اينكه مدارك به جا مانده از دوره هخامنشي يك محدوده زماني متغير را براي آغاز سال نو نشان مي دهند اما در اين شكي نيست كه سال نو در دوره هخامنشي ( يا دست كم سال اداري و رسمي ) با بهار آغاز مي شده است. اين گردش زماني بر اساس محاسبه هاي مشتركي بوده كه بيشتر در بابل و توسط كاهنان بابلي و مغان ايراني ساكن بايل انجام مي گرفته است گزارش هاي بسياري گوياي حضور مغان ايراني در بابل است و آنچنانكه مي دانيم كارهاي رصدي نجومي، تقويم و گاهشماري همواره در دست روحانيون بوده است.

در تخت جمشيد مدرك و نوشته مستندي در دست نيست كه نشان دهنده برگزاري نوروز در تخت جمشيد باشد، اما نمي توان پذيرفت كه با شروع بهار و زنده شدن طبيعت و آغاز سالي تازه، هيچ مراسمي برگزار نمي شده . اكنون مي توان به بررسي نمونه هايي چند پرداخت تا در اين زمينه راهگشا باشند.

تالار آپادانا در تخت جمشيد يكي از بزرگترين و مهم ترين ساختمان هاي سكوي تخت جمشيد است و از جمله نخستين طرح هاي ساختماني پياده شده در اين مجموعه بوده است. اين كاخ به خوبي نشان مي دهد كه به عنوان يك تالار بار يا كاخ تشريفاتي ساخته شده و طرح و ساخت آن در زمان داريوش و خشايارشا انجام گرفته است. ديواره داخلي پلكان شمالي و شرقي آن داراي نقوش برجسته بسيار زيبايي است كه مي توان آنها را به چند گروه تقسيم كرد. نخست سربازان ايلامي هستند ودر پشت سر آنان به عنوان گروه دوم بزرگان و بلند پايگان پارسي و مادي هستند كه به صورت يك در ميان به سوي پلكان مياني در حال حركت هستند. آنان در حال گفتگو با يكديگر و يك همراهي دوستانه هستند برخي دستان يكديگر را گرفته اند  و برخي برگشته و با كسي كه دست بر شانه آنها گذاشته مشغول صحبت هستند. البته حالت گفتگو تصوير نشده بلكه به بيننده القاء مي شود. بيشتر اين بزرگان شاخه اي از يك گل نيلوفر آبي در دست دارند. در پلكان مياني اين ساختمان دو نقش بر جسته وجود داشت كه بعدها از جاي خود بيرون آورده شده و به تالار خزانه برده شده و در آنجا نصب گرديده است. اين نقش كه اكنون به نقش بار عام خزانه معروف است و دراصل از آن تالار آپادانا بوده صحنه بار در برابر پادشاه است و آن طور كه شواهد نشان داده اند اين شاه خشايارشاست مه داريوش شاه و وليعهد هر دو در اين صحنه گلي در دست دارند، گر چه اين نقش بعدها به صورت يك نقش ثابت هميشگي و تشريفاتي هخامنشي در آمد، اما در بسياري از اين نقوش كه جزييات و  حالت ها به خوبي رعايت شده و حالتي طبيعت گرايانه را به تصوير كشيده اند گوياي اين است كه همگي اين افراد با گلهايي كه در دست دارند بايد در زماني در اين حالت حاضر مي شده اند كه فصل و زماني مناسب براي رويش گل بوده ( بحث مصنوعي بودن اين گلها به دلايل گوناگون مردود است ) . آن طور كه از گزارش هاي تاريخي بر مي آيد، ايرانيان همواره به باغ ها و پرديس ها توجه ويژه اي داشته اند ، حفاري هاي پاسارگاد نيز نشان داد كه كاخ هاي هخامنشي پاسارگاد در ميان باغ ها و جويبارها قرار داشتند. سراسر تخت جمشيد نيز آكنده از نقش گلها و گياهان است. بنابر اين وجود اين گلها مي تواند گوياي اين باشد كه محصول همين باغ ها بوده اند، حياط ها و باغ هايي كه شايد در پايين سكوي كاخ ها قرار دادشته و گياهان مورد نياز توسط باغبانان سلطنتي در آنها كاشته مي شده است. از نظر زماني هنوز هم بهترين زمان براي شكوفايي گل ها در فارس، ماه فروردين وارديبهشت است، به ويژه براي گل نيلوفر آبي كه فصل هاي ديگر مناسب نيستند پس زمان اين صحنه را مي توان نيمه آغازين بهار دانست.

نقوش ديگر پلكان شرقي و شمالي آپادانا به كساني اختصاص دارد كه آنها را باج آوران و يا خراج گزاران نام داده اند، به اين خاطر كه آنان در حال آوردن خراج ها و باج هاي سرزمين خود به حضور شاه شاهان هستند. اين گفته نمي تواند درست باشد. همان گونه كه گفته شد از نقوش از نظر حالت بسيار طبيعت گرايانه تصوير شده اند، گرچه به شيوه پيكرتراشي هخامنشي ساخته شده اند. اگر شمار افراد هر گروه از نمايندگان هر كشور بيش از اين بود يا چيزهايي كه با خود مي آورده اند هداياي ديگري هم بود يا بيشتر بود، هنرمند مي توانسته به راحتي آن تعداد را هم با تقسيم بندي مناسب به تصوير شده اند. هدايا نيز اگر بيشتر از اين بوده هنرمند مي توانسه با نشان دادن تصاوير ديگري انبوهي و حجم كلان آنها را نشان دهد. پس اگر ميزان هدايا همين بوده، نمي توان گفت كه به عنوان باج و خراج سالانه يك سرزمين به شاه داده شده است، چرا كه چنين ميزاني از هدايا هرگز نشان دهنده خراج سالانه يك سرزمين نمي تواند باشد. يك كاخ تشريفاتي هم مكان مناسبي براي حمل خراج سالانه كشورها نبوده و هرگز چنان حجم انبوهي از اموال گوناگون لزومي نداشته كه در آن مكان گردآوري شود. از نظر مكاني شوش به عنوان يك مركز اداري و حكومتي مكان مناسب تري به نظر مي رسدو پس اگر اين اشياء و حيواناتي كه به حضور شاه برده مي شوند، خراج نباشند، هديه هستند هديه هايي از سوي نمايندگان هر كشور به شاه چهره هاي آرام، شادمانه و لبخندهاي مردمان كشورهاي تابع هيچ نشاني از اجبار يا ترس و وحشت ندارد كه اين اجبار و ترس در نقوش آشوري فراوان ديده مي شود. پس اگر اينان هديه آوران هستند . براي چه به شاه هديه مي دهند؟ سه فرض را مي توان در اينجا مطرح كرد، يكي روز توليد شاه آن گونه كه در كتاب آلكيبيادس افلاطون آمده يونانيان را رسم جشن گرفتن در روز تولد براي ايرانيان ياد كرده اند فرض ديگر براي سالروز به تخت نشستن پادشاه است كه نبايد زياد به آن توجه كرد. چرا كه به تخت نشستن هر شاه گرچه سرآغاز تاريخ دوران سلطنت همان شاه است و تاريخ ها را از آن به حساب مي آورند، اما اين در برگيرنده مرگ پدر شاه نيز هست. در ميان هخامنشيان پدران داراي جايگاه و اهميت ويژه اي هستند، چون همواره شاهان هخامنشي در كتيبه هاي خود پدران خود را معرفي كرده و با تاكيد از آنان سخن گفته اند

پس چنين جشني در اين مورد نمي تواند درست باشد. مگر اين فرض كه اين مراسم به عنوان يك مراسم معارفه پس از به تخت نشستن و بافاصله زماني از مرگ شاه پيشين باشد.

فرض سوم جشني است كه شايد براي آغاز سال نو يا آغاز بهار برگزار مي شده و اين هدايا براي آغاز سال نو به شاه داده مي شده است. همانند اين مراسم در دوره ساساني برگزار مي شده و امروزه نيز همچنان پا برجا واستوار است و آن عيدي دادن و هديه گرفتن در اين زمان است.

از سوي ديگر مردماني كه با هدايا به سوي پادشاه مي روند از كشورهاي گوناگوني هستند و هر يك پوشاك سرزمين خود را به تن دارند. مردمان ساكن سرزمين هاي سردتر شمالي با پوشاك گرم و كاملا" پوشيده خود و مردمان سرزمين هاي گرم جنوبي چون مصريان و حبشيان و هنديان نيز با پوشاك كم و خنك خود ظاهر شده اند. براي نمونه هنديان بانيم باز و پاهاي برهنه در حال حركت به سوي كاخ هستند و اين پوشاك سنتي نشان مي دهد كه از نظر زماني اين رويداد در زماني انجام مي شده كه هوا داراي اعتدال بوده، به طوري كه مردماني با پوشاك گرم خود و مردماني با پوشاك اندك خود به راحتي در كنار هم قرار گرفته اند. چنين زماني تنها در اوايل فصل بهار منطقه امكان پذير است ( در پاييز به دليل آغاز بارندگي در اين منطقه، براي افراد ايجاد مشكل مي كرده است) با توجه به تابستان بسيار گرم اين منطقه و لباس هاي گرم، نمايندگان سرزمين هاي گرم و زمستان سرد منطقه كه بي شك نمايندگان سرزمين آفريقايي يا هند به آن خو ندارند، تنها زمان مناسب براي قرار گرفتن اين افراد با هم در يكجا مي تواند نيمه آغازين فصل بهار باشد. پوشاك بزرگان و نجباي پارسي و مادي هم گوياي اين امر است. مادي ها پوشاك بسته و گرم خود را با شلوارهايي يكپارچه كه اغلب چرمين بوده و رداهاي آستين دار بلند با آستين هاي آويخته به تن كرده اند در حالي كه پارسيان با جامه هاي گشاد و چين دار و خنك خود با آنان همراه هستند.

نقش سوم در پلكان هاي اپادانا نقش شير و گاو است كه در كاخ هاي ديگر نيز ديده مي شود. تاكنون تعبير هاي بسياري براي اين نقش ارائه شده است ، مانند شير ايران كه گاو بابل را مي درد يا تعبير هاي ديگري كه بيشتر آنها نادرست هستند. در اين نقش چون هيچ نوشته يا اثر مشابه نوشته داري از آن در دست نيست، نمي توان با اطمينان كامل از آن سخن گفت تنها به دست آمدن مدارك تازه در آينده مي تواند روشنگر اين مطلب باشد اما برخي تعبير هاي ارايه شده براي اين نقش جنبه نجومي دارد. در يكي از اين تعبير ها گاو به عنوان صورت فلكي ثور و شير به عنوان صورت فلكي اسد معرفي شده است پديدار شدن ثور در آسمان صبح نشانه آمدن بهار بود در نيمه زمستان صورت فلكي اسد در كنار نصف النهار قرار مي گيرد، در حالي كه ثور در غرب غروب كرده و ناپديده مي شود. بنابر اين نظر شير به عنوان طالع و غلبه كننده بر ثور در حال مرگ نموده شده است. البته صورت فلكي گاو در آن زمان جزو صورت هاي فلكي منطقه البروج نبوده كهن ترين لوح ميخي كه از 12 شكل صورت هاي فلكي يكجا و به تنهايي نام مي برد لوحه اي است به خط ميخي بابلي معروف به لوحه VAT 4924مربوط به 9 ارديبهشت سال 419 پيش از ميلاد، يعني زمان پادشاهي داريوش دوم هخامنشي. در اين متن ازدوازه شكل صورت هاي فلكي كه ما امروزه مي شناسيم . با همان تقسيم بندي هاي فرضي دوازه به جاي صورت هاي فلكي گاو، خرچنگ و سنبله صورت هاي فلكي و ستارگان پروين، بر ساوش و سماك اعزل قرار دارند . بعدها تنها تغييري كه در اين فهرست به وجود آمد اين بود كه يونانيان گاو و خرچنگ و سنبله را جايگزين پروين و بر ساوش و سماك اعزل كردند. پس در آن زمان صورت فلكي گاو جزو صورت هاي فلكي منطقه البروج به شمار نمي آمده، اما در هر صورت يكي از دهها صورت فلكي شناخته شده براي رصد كنندگان آسمان بوده است. مي دانيم كه بسياري از تصويرهاي صورت هاي فلكي در بابل پس از تصرف بابل به دست كاسي ها در آنجا پديدار مي شوند. كاسي ها نيز خود از مردمان آريايي بودند كه در زاگرس مي زيستند و از مهاجران آريايي پيش از مادها و پارس ها بوده اند. شايد اين عقايد و صورت هاي فلكي همراه آنان به بابل رفته باشد و كاهنان بابلي آن را تكامل بخشيده باشند، تا پس از سال ها اين صورت هاي فلكي بر اساس واحد بيرو بابليان كه برابر يك دوازدهم بود، داراي يك تقسيم بندي دوازده گانه شد. برخي تعداد گلبرگ هاي رزت هاي تزئيني در كاخ ها را نيز نشانه همين مي دانند بدين معني كه تعداد 12 گلبرگ نشانه 12 ماه سال است. در صورتي كه رزت هاي داراي سيزده، چهارده و هشت گلبرگ هم وجود دارد.

صورت فلكي حمل يا بره در آن زمان شناخته شده بود ومعرف اغاز سال بود. با طلوع آفتاب در برج حمل بود كه بهار آغاز مي گشت، در حالي كه امروزه ديگر آفتاب در برج حمل طلوع نمي كند بلكه در اين مدت به خاطر حركت تقديمي زمين از 2000 سال پيش نقطه طلوع آفتاب از حمل وارد صورت فلكي حوت شده است و در حوت طلوع مي كند، اما هنوز همان اصطلاح كهن به كار برده مي شود. شايد پس از طلوع افتاب در برج حوت باشد كه رسم گذاردن ماهي بر سر سفره سال نو رايج گشته است، به ويژه آنكه در برخي مناطق رسم بر اين است كه حتما" بايد دو ماهي درون تنگ باشند، يعني همان نماد دو ماهي در صورت فلكي حوت. آيا در آن زمان كه آفتاب در برج بره طلوع مي كرده، بره در مراسم سال نو داراي نقشي بوده؟ در خود تخت جمشيد در نقوش برخي پلكانها افرادي را نقش كرده اند كه به همراه خود ظرفها، خوراكها و بره به همراه مي برند. پوشاك اين افراد ترديدي باقي نمي گذارد كه اينان روحانيان پارسي و مادي هستند. اين افراد چيزهايي را كه با خود حمل مي كنند براي مراسمي اييني به همراه مي برند، نه آن گونه كه تصور كرده اند براي شاه خوراك مي برند. بردن اين همه بره هاي زنده و آماده نشده براي خوراك به درون محوطه تشريفاتي كاخ بي معني است. مراسمي كه در اين كاخ ها انجام مي گرفته بدون شك شامل قرباني كردن بره بوده متاسفانه نمي توان گفت كه دقيقا" چه مراسمي در اين كاخ ها برپا مي شده، مراسمي مانند مراسم لن ( lan) كه در گل نوشته ها باوري تخت جمشيد فراوان از آن ياد شده احتمال بيشتري دارد . از نظر زماني نيز اين مراسم آييني ترتيب و نظم و زمان خاصي نداشته است. تنها مي توان تصور كرد كه اگر در مراسم آييني چنين پيشكشي ها و رسومي انجام مي گرفته و اگر براي برگزاري مراسمي براي آغاز سال نو و آغاز بهار مراسمي برگزار مي شده است. شايد از همين شيوه پيروي شده باشد. موادي كه در مراسم آييني لن براي پرستش و نيايش خدايان آورده مي شده، شامل خوراك هاي گوناگوني مانند گوسفند، گندم، آرد، شراب ، آبجو، جو، انجير، خرما، بوده. اين خوراك ها همه به درگاه خدايان پيشكش مي شده و احتمالا" پس از تبرك آن طور كه از متن گل نوشته ها بر مي ايد ميان افراد و مردم تقسيم شده از اين ميان گندم، آرد، شراب، جو و خرما هر يك به نوعي تا كنون در سفره هفت سين حضور دارند. گندم و جو به عنوان سبزه، ارد به عنوان نان، شراب به عنوان سركه، البته گفته مي شود در گذشته جامي از شراب نيز بر سر خوان نوروزي قرار مي داده اند. خرما نيز در برخي از سفره هاي هفت سين نهاده مي شود و آن طور كه آمده شاهان ساساني در صبح روز نوروز از شيري كه در آن خرما انداخته بودند مي نوشيدند. شايد پس از تغيير جايگاه طلوع آفتاب از برج حمل به حوت بره جاي خود را به ماهي داده باشد و اين رسم كه در خوراك روز عيد نيز ماهي گذشته مي شود به همين دليل بوده آوردن حبوبات و غلات براي مراسم سال نو بدون شك از همين گونه رسم هاست كه بسيار نيز كهن است، شايد پيشينه آن به دوران آغاز فن كشاورزي بشر بر گردد كه همواره از قديمي ترين روايت ها بوده است. در عهد عتيق در سفر پيدايش امده و هابيل گله بان بود و قائن ( قابيل) كاركن زمين بود. و بعد از مرور ايام واقع شد كه قائن هديه اي از محصول زمين براي خداوند آورد. ( باب چهارم 3-2 ) پس شايد بتوان پيشينه اين جشن را به قدمت بشر و توليد خوراك دانست . از آغاز خوان نوروزي بايد با همين دانه ها و سبزه ها آغاز شده باشد و درگذر زمان چيزهاي ديگر نيز بدان ها افزوده شده است. گفته هايي از نويسندگان و تاريخ نويسان دوره اسلامي در دست است كه از اين رسم در دوره ساساني و حتي دوره اسلامي سخن مي گويد. آن گونه كه در كتاب المحاسن و الاضداد آمده ( مردي خوش نام و خوش شگون بامداد نوروز به حضور شاه بار مي يافت و ميزي سيمين روبه روي او مي نهاد. در كنار ميز، كلوچه هايي گذشته شده بود كه از حبوب گوناگون مانند گندم، جو، ارزن، نخود، عدس، برنج، كنجد و لوبياي پخته تشكيل شده بود. وي هفت دانه از هر يك از انواع اين دانه ها را بر مي داشت و از روي آنها پيشگويي مي كردند و شكل آنها را به فال نيك مي گرفتند. در اين گفته ها به خوبي ديده مي شود كه عدد هفت تا چه اندازه مورد توجه است. كهن ترين نمونه اي كه در آن به سفره هفت سين با عدد هفت اشاره شده، نوشته ابوريحان بيروني است كه آورده است : ( چون جمشيد بر اهر يمن كه راه خير و بركت و بارش باران و سبز شدن گياهان آغاز شد و هر كشتزار و شاخه و درختي كه خشك شده بود سبز و تازه شد و به همين دليل مردم گفتند روز نو يعني روزي جديد و دوري تازه پس هر كسي از راه تبرك و يادمان، در اين روز در ظرفي جويي كاشت، سپس اين رسم در ايران باقي ماند و از آن پس مردم در نوروز در هفت ظرف، هفت نوع غله مي كاشتند و سبز مي كردند و با ديدن چگونگي رويش اين سبزه ها، خوبي و بدي محصولات و وضعيت زندگي و كشت و كار را در سال نو پيش بيني مي كردند.

پس گياهان و سبزه ها موارد اصلي سفره هفت سين را تشكيل مي داده اند و شايد اين گفته كه هفت سين از هفت سيني گرفته شده درست باشد يا شايد در دوران اسلامي هفت سبزه را به صورت هفت سين خوانده اند چرا كه اين رسم از رسوم پيش از اسلام است و در آن زمان حرف سين معني نداشته تا بر اساس يكي از حروف الفباي پس از اسلام خوان نوروزي چيده شده و به آن نام خوانده شود. شماري از چيزهايي كه بر خوان نوروزي قرار مي گيرند و از مهم ترين بخش هاي سفره هفت سين هستند خود با حرف سين آغاز نمي شوند، مانند آئينه، ماهي، انار، آتشدان، شيريني، اب ،نارنج، تخم مرغ ، شير، و .... نياز به گفتن نيست كه هر يك از چيزهايي كه بر خوان نوروزي قرار مي گيرند مفهوم و معناي عميقي دارند كه ريشه در تاريكي و تاريخ دارد. اما همه چيز بر سر سفره هفت سين به طور كلي از يك چيز سخن مي گويند و آن آغاز رويش و بركت شكوفايي جهان و هستي است.

آيا تخت جمشيد خود اين را بيان نمي كند. سرتاسر تخت جمشيد آكنده از نقش گلها و گياهان درحال رويش و اوج شكفتگي است سرتاسر ديواره ها و فاصله نقش ها، حاشيه ها و حتي درهاي آرامگاهها نيز با گل هاي نيلوفر آبي و گل هاي رزت پوشيده شده . فاصله ميان گروه هاي نمايندگان در نقوش پلكان هاي شمالي و شرقي آپادنا درختان كاج به تصوير كشيده شده است. بر كناره پلكان رديفي از گياهان ديده مي شود كه اختلاف ارتفاع آنها نمايانگر رويش گياهان به سوي بالاست و اين حركت را القاء مي كند. حتي بر بالاي ستون ها و گردن گاوهاي سر ستون نيز اين گلها نقش شده اند و در واقع سراسر مجموعه تخت جمشيد داراي تصويرهايي از رويش گياهان و شكفتگي و زنده شدن طبيعت است. به سخن ديگر تكرار آفرينش جهان به دست اهورامزدا است، مگر نه اينكه داريوش وخشايارشا وديگر فرمانروايان هخامنشي در سرآغاز كتيبه هاي خود به ويژه درتخت جمشيد اين گفته را تكرار مي كنند: ( خداي بزرگ است اهورامزدا، كه اين زمين را آفريد، كه آن اسمان را آفريد كه مردم را افريد كه شادي را براي مردم آفريد ) همه چيز در اين مجموعه گوياي آفرينش، بهار، شكوفايي و تازه شدن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 2:44  توسط محمد  | 

سخن دکتر علی شریعتی (نوروز)

سخن تازهاز نوروز گفتن دشوار است. نوروز يك جشن ملي است، جشن ملي را همه مي شناسند كه چيست نوروز هر ساله برپا مي شود و هر ساله از آن سخن مي رود. بسيار گفته اند و بسيار شنيده ايد پس به تكرار نيازي نيست؟ چرا هست . مگر نوروز را خود مكرر نمي كنيد؟ پس سخن از نوروز را نيز مكرر بشنويد. در علم و و ادب تكرار ملال آور است و بيهوده " عقل " تكرار را نمي پسندد: اما " احساس " تكرار را دوست دارد، طبيعت تكرار را دوست دارد، جامعه به تكرار نيازمند استو طبيعت را از تكرار ساخته اند : جامعه با تكرار نيرومند مي شود احساس با تكرار جان مي گيرد و نوروز داستان زيبايي است كه در آن طبيعت احساس و جامعه هر سه دست اندركارند.

نوروز كه قرن هاي دراز است بر همه جشن هاي جهان فخر مي فروشد، از آن رو "هست" كه اين قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا بك جشن تحميلي سياسي نيست جشن جهان است و روز شادماني زمين آسمان و آفتاب و جشن شكفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هيجان هر " آغاز"

جشن هاي ديگران غالبا" انسان را از كارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، كوچه و بازار، باغها و كشتزارها، در ميان اتاق ها و زير سقف ها و پشت درهاي بسته جمع مي كند: كافه ها، كاباره ها، زير زمين ها، سالن ها، خانه ها ... در فضايي گرم از نفت ، روشن از چراغ ، لرزان از دود، زيبا از رنگ و آراسته از گل هاي كاغذي، مقوايي، مومي، بوي كندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را مي گيرد و از زير سقف ها و درهاي بسته فضاهاي خفه لاي ديوارهاي بلند و نزديك شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بيكرانه طبيعت مي كشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هيجان آفرينش و آفريدن، زيبا از هنرمندي باد و باران ، آراسته با شكوفه، جوانه، سبزه و معطر از " بوي باران، بوي پونه، بوي خاك، شاخه هاي شسته، باران خورده پاك و ... "

نوروز تجديد خاطره بزرگي است: خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت هر سال اسن فرزند فراموشكار كه، سرگرم كارهاي مصنوعي و ساخته هاي پيچيده خود، مادر خويش را از ياد مي برد، با يادآوري و وسوسه آميز نوروز به دامن وي باز مي گردد و با او، اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن مي گيرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز مي يابد و مادر، در كنار فرزند و چهره اش از شادي مي شكفد اشك شوق مي بارد فريادهاي شادي مي كشد، جوان مي شود، حيات دوباره مي گيرد. با ديدار يوسفش بينا و بيدار مي شود.

تمدن مصنوعي ما هر چه پيچيده تر و سنگين تر مي گردد، نياز به بازگشت و باز شناخت طبيعت را در انسان حياتي تر مي كند و بدين گونه است كه نوروز بر خلاف سنت ها كه پير مي شوند فرسوده و گاه بيهوده رو به توانايي مي رود و در هر حال آينده اي جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومي است كه جنگ ديرينه اي را كه از روزگار لائوتز و كنفسيوس تا زمان روسو و لتر درگير است به آشتي مي كشاند.

نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست: نياز ضروري جامعه، خوراك حياتي يك ملت نيز هست. دنيايي كه بر تغيير و تحول گسيختن و زايل شدن: در هم ريختن و از دست رفتن بنا شده است، جايي كه در آن آنچه ثابت است و همواره لايتغير ، و هميشه پايدار تنها تغيير است و ناپايداري، چه چيز مي تواند ملتي را، جامعه اي را، در برابر ارابه بي رحم زمان – كه بر همه چيز مي گذرد و له مي كند و مي رود هر پايه اي را مي شكند و هر شيرازه اي را مي گسلد از زوال مصون دارد؟

هيچ ملتي يا يك نسل و دو نسل شكل نمي گيرد: ملت، مجموعه پيوسته نسل هاي متوالي بسيار است، اما زمان اين تيع بي رحم، پيوند نسل ها را قطع مي كند، ميان ما و گذشتگانمان آنها كه روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند  دره هولناك  تاريخ حفر شده است قرن هاي تهي ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند كه پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از اين دره هولناك گذر مي دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هايمان آشنا مي سازند. در چهره مقدس اين سنت هاست كه ما حضور آنان را در زمان خويش، كنارخويش و در " خود خويش" احساس مي كنيم حضور خود را در ميان آنان مي بينيم و جشن نوروز يكي از استوارترين و زيباترين سنت هاست.

در آن هنگام كه مراسم نوروز را به پا مي داريم، گويي خود را در همه نورزهايي كه در ساله در اين سرزمين بر پا مي كرده اند، حاضر مي يابيم و در اين حال صحنه هاي تاريك و روشن و صفحات سياه و سفيد تاريخ ملت كهن ما در برابر ديدگانمان ورق مي خورد، رژه مي رود. ايمان به اينكه نوروز را ملت ما هر ساله در اين سرزمين بر پا مي داشته است، اين انديشه هاي پر هيجان را در مغز مان بيدار مي كند كه: آري هر ساله حتي همان سالي كه اسكندر چهره اين خاك را به خون ملت ما رنگين كرده بود، در كنار شعله هاي مهيبي كه از تخت جمشيد زبانه مي كشيد همانجا همان وقت، مردم مصيبت زده ما نوروز را جدي تر و با ايمان سرخ رنگ، خيمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پياپي قتل عام مي كرد، در آرامش غمگين شهرهاي مجروح و در كنار آتشكده هاي سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن مي گرفتند.

تاريخ از مردي در سيستان خبر مي دهد كه در آن هنگام كه عرب سراسر اين سرزمين را در زير شمشير خليفه جاهلي آرام كرده بود از قتل عام شهرها و ويراني خانه ها و آوارگي سپاهيان مي گفت و مردم را مي گرياند و سپس چنگ خويش را بر مي گرفت و مي گفت: " اباتيمار : اندكي شادي بايد " نوروز در اين سال ها و در همه سال هاي همانندش شادي يي اين چنين بوده است عياشي و " بي خودي " نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن اين ملت وبده و نشانه پيوند با گذشته اي كه زمان و حوادث ويران كننده زمان همواره در گسستن آن مي كوشيده است.

نوروز همه وقت عزيز بوده است در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شيعيان مسلمان، همه نوروز را عزيز شمرده اند و با زبان خويش از آن سخن گفته اند. حتي فيلسوفان و دانشمندان كه گفته اند " نوروز روز نخستين آفرينش است كه اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در اين كار بود و ششمين روز ، خلقت جهان پايان گرفت و از اين روست كه نخستين روز فروردين را اهورمزد نام داده اند و ششمين روز را مقدس شمرده اند .

چه افسانه زيبايي زيباتر از واقعيت راستي مگر هر كسي احساس نمي كند كه نخستين روز بهار، گويي نخستين روز آفرينش است. اگر روزي خدا جهان را آغاز كرده است. مسلما" آن روز، اين نورز بوده است. مسلما" بهار نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است. هرگز خدا جهان را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است. مسلما" اولين روز بهار، سبزه ها روييدن آغاز كرده اند و رودها رفتن و شكوفه ها سر زدن و جوانه ها شكفتن، يعني نوروز

بي شك، روح در اين فصل زاده است و عشق در اين روز سر زده است و نخستين بار، آفتاب در نخستين روز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است.

اسلام كه همه رنگ هاي قوميت را ز دود و سنت ها را دگرگون كرد، نوروز را جلال بيشتر داد، شيرازه بست و آن را با پشتوانه اي استوار از خطر زوال در دوران مسلماني ايرانيان، مصون داشت. انتخاب علي به خلاف و نيز انتخاب علي به وصايت، در غدير خم هر دو در اين هنگام بوده است و چه تصادف شگفتي آن همه خلوص و ايمان و عشقي كه ايرانيان در اسلام به علي و حكومت علي داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز كه با جان مليت زنده بود، روح مذهب نيز گرفت: سنت ملي و نژادي، با ايمان مذهبي و عشق نيرومند تازه اي كه در دل هاي مردم اين سرزمين بر پا شده بود پيوند خورد و محكم گشت، مقدس شد و در دوران صفويه، رسما" يك شعار شيعي گرديد، مملو از اخلاص و ايمان و همراه با دعاها و اوراد ويژه خويش، آنچنان كه يك سال نوروز و عاشورا در يك روز افتاد و پادشاه صفوي آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز

نوروز، اين پيري كه غبار قرن هاي بسيار بر چهره اش نشسته است، در طول تاريخ كهن خويش، روزگاري در كنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خويش مي شنيده است پس از آن در كنار آتشكده هاي زردشتي، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش مي خوانده اند از آن پس با آيات قرآن و زبان الله از او تجليل مي كرده اند و اكنون علاوه بر آن با نماز و دعاي تشيع و عشق به حقيقت علي و حكومت علي او را جان مي بخشند و در همه اين چهره هاي گوناگونش اين پير روزگار آلود، كه در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اكنون تا روزگار افسانه اي جمشيد باستاني، زيسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خويش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداري و صميميت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت نوميد و مجروح است و در آميختن روح مردم اين سرزمين بلاخيز با روح شاد و جانبخش طبيعت و عظيم تر از همه پيوند دادن نسل هاي متوالي اين قوم كه بر سر چهار راه حوادث تاريخ نشسته و همواره تيغ جلادان و غارتگران و سازندگان كله منارها بند بندش را از هم مي گسسته است و نيز پيمان يگانگي بستن ميان همه دل هاي خويشاوندي كه ديوار عبوس و بيگانه دوران ها در ميانه شان حايل مي گشته و دره عميق فراموشي ميانشان جدايي مي افكنده است.

و ما در اين لحظه در اين نخستين لحظات آغاز آفرينش نخستين روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورايي نوروز را باز بر مي افروزيم و درعمق وجدان خويش، به پايمردي خيال، از صحراهاي سياه و مرگ زده قرون تهي مي گذريم و در همه نوروزهايي كه در زير آسمان پاك و آفتاب روشن سرزمين ما بر پا مي شده است با همه زنان و مرداني كه خون آنان در رگ هايمان مي دود و روح آنان در دل هايمان مي زند شركت مي كنيم و بدين گونه، بودن خويش، را به عنوان يك ملت در تند باد ريشه برانداز زمان ها و آشوب گسيختن ها و دگرگون شدن ها خلود مي بخشيم و در هجوم اين قرن دشمنكامي كه ما را با خود بيگانه ساخته  و خالي از خوي برده رام و طعمه زدوده از شخصيت اين غرب غارتگر كرده است، در اين ميعاد گاهي كه همه نسل هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند  با آنان پيمان وفا مي بنديم امانت عشق را از آنان به وديعه مي گيريم كه هرگز نميريم و دوام راستين خويش را به نام ملتي كه در اين صحراي عظيم بشري ريشه، در عمق فرهنگي سرشار از غني و قداست و جلال دارد و بر پايه اصالت خويش در رهگذر تاريخ ايستاده است بر صحيفه عالم ثبت كنيم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 2:32  توسط محمد  | 

عیدتون مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 2:23  توسط محمد  | 

ایی که نوشته یعنی چههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 3:58  توسط محمد  | 

کورش بزرگ ، يگانه مرد تاريخ

از تولد تا آغاز جوانی

دوران خردسالي کوروش را هاله اي از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هايي كه گاه چندان سر به ناسازگاري برآورده اند كه تحقيق در راستي و ناراستي جزئيات آنها ناممكن مي نمايد. ليكن خوشبختانه در كليات ،  ناهمگوني روايات بدين مقدار نيست. تقريباً تمامي اين افسانه ها تصوير مشابهي از آغاز زندگي کوروش ارائه مي دهند ، تصويري كه استياگ ( آژي دهاك ) ، پادشاه قوم ماد و نياي مادري او را در مقام نخستين دشمنش قرار داده است.

استياگ -  سلطان مغرور، قدرت پرست و صد البته ستمكار ماد -  آنچنان دل در قدرت و ثروت خويش بسته است كه به هيچ وجه حاضر نيست حتي فكر از دست دادنشان را از سر بگذراند. از اين روي  هيچ چيز استياگ را به اندازه ي دخترش ماندانا نمي هراساند.  اين انديشه كه روزي  ممكن است ماندانا صاحب فرزندي شود كه آهنگ تاج و تخت او كند ، استياگ را برآن مي دارد كه دخترش را به همسري كمبوجيه ي پارسي – كه از جانب او بر انزان حكم مي راند -  درآورد. مردم ماد همواره پارسيان را به ديده ي تحقير نگريسته اند و چنين نگرشي استياگ را مطمئن مي ساخت كه فرزند ماندانا ، به واسطه ي پارسي بودنش ، هرگز به چنان مقام و موقعيتي نخواهد رسيد كه در انديشه ي تسخير سلطنت برآيد و تهديدي متوجه تاج و تختش كند. ولي اين اطمينان چندان دوام نمي آورد. درست در همان روزي كه فرزند ماندانا ديده مي گشايد ، استياگ را وحشت يك كابوس متلاطم مي سازد. او در خواب ،  ماندانا را مي بيند كه به جاي فرزند بوته ي تاكي زاييده است كه شاخ و برگهايش سرتاسر خاك آسيا را مي پوشاند. معبرين درباري در تعبير اين خواب مي گويند كودكي كه ماندانا زاييده است امپراتوري ماد را نابود خواهد كرد ، بر سراسر آسيا مسلط گشته  و قوم ماد را به بندگي خواهد كشاند.

وحشت استياگ دوچندان مي شود. بچه را از ماندانا مي ستاند و به يكي از نزديكان خود به نام هارپاگ مي دهد. بنا به آنچه هرودوت نقل كرده است ، استياگ به هارپاگ دستور مي دهد كه بچه را به خانه ي خود ببرد و سر به نيست كند. کوروش كودك را براي كشتن زينت مي كنند و تحويل هارپاگ مي دهند اما از آنجا كه هارپاگ نمي دانست چگونه از پس اين مأموريت ناخواسته برآيد ، چوپاني به نام ميتراداتس ( مهرداد ) را فراخوانده ، با هزار تهديد و ترعيب ،  اين وظيفه ي شوم را به او محول مي كند. هارپاگ به او مي گويد شاه دستور داده اين بچه را به بياباني كه حيوانات درنده زياد داشته باشد ببري و درآنجا رها كني ؛  در غير اين صورت خودت به فجيع ترين وضع كشته خواهي شد. چوپان بي نوا ، ناچار بچه را برمي دارد و روانه ي خانه اش مي شود در حالي كه مي داند هيچ راهي براي نجات اين كودك ندارد و جاسوسان هارپاگ روز و شب مراقبش خواهند بود تا زماني كه بچه را بكشد.  اما از طالع مسعود کوروش و از آنجا كه خداوند اراده ي خود را بالا تر از همه ي اراده هاي ديگر قرار داده ،  زن ميتراداتس در غياب او پسري مي زايد كه مرده به دنيا مي آيد و هنگامي كه ميتراداتس به خانه مي رسد و ماجرا را براي زنش باز مي گويد ، زن و شوهر كه هر دو دل  به مهر اين كودك زيبا بسته بودند ، تصميم مي گيرند کوروش را به جاي فرزند خود بزرگ كنند. ميتراداتس لباسهاي کوروش را به تن كودك مرده ي خود مي كند و او را ، بدانسان كه هارپاگ دستور داده بود ، در بيابان رها مي كند.

 

کوروش كبير تا ده سالگي در دامن مادرخوانده ي خود پرورش مي يابد. هرودوت دوران كودكي او را اينچنين وصف مي كند :  « او كودكي بود زبر و زرنگ و باهوش ،‌ و هر وقت سؤالي از او مي كردند با فراست و حضور ذهن كامل فوراً جواب مي داد. در او نيز همچون همه ي كودكاني كه به سرعت رشد مي كنند و با اين وصف احساس مي شود كه كم سن هستند حالتي از بچگي درك مي شد كه با وجود هوش و ذكاوت غير عادي او از كمي سن و سالش حكايت مي كرد. بر اين مبنا در طرز صحبت کوروش نه تنها نشاني از خودبيني و كبر و غرور ديده نمي شد بلكه كلامش حاكي از نوعي سادگي و بي آلايشي و مهر و محبت بود. بدين جهت همه بيشتر دوست داشتند او را در صحبت و در گفتگو ببينند تا در سكوت و خاموشي .  از وقتي كه با گذشت زمان كم كم قد كشيد و به سن بلوغ نزديك شد در صحبت بيشتر رعايت اختصار مي كرد ،‌ و به لحني آرامتر و موقرتر حرف مي زد.  كم كم چندان محجوب و مؤدب شد كه وقتي خويشتن را در حضور اشخاص بزرگسالتر از خود مي يافت سرخ مي شد و آن جوش و خروشي كه بچه ها را وا مي دارد تا به پر و پاي همه بپيچند و بگزند در او آن حدت و شدت خود را از دست مي داد. از آنجا اخلاقاً آرامتر شده بود نسبت به دوستانش بيشتر مهرباني از خود نشان مي داد. در واقع به هنگام تمرين هاي ورزشي ، از قبيل سواركاري و تيراندازي و غيره ، كه جوانان هم سن و سال اغلب با هم رقابت مي كنند ، او براي آنكه رقيبان خود را ناراحت و عصبي نكند آن مسابقه هايي را انتخاب نمي كرد كه مي دانست در آنها از ايشان قوي تر است و حتماً برنده خواهد شد ، بلكه آن تمرين هايي را انتخاب مي نمود كه در آنها خود را ضعيف تر از رقيبانش مي دانست ، و ادعا مي كرد كه از ايشان پيش خواهد افتاد و از قضا در پرش با اسب از روي مانع و نبرد با تير و كمان و نيزه اندازي از روي زين ، با اينكه هنوز بيش از اندازه ورزيده نبود ، اول مي شد. وقتي هم مغلوب مي شد نخستين كسي بود كه به خود مي خنديد. از آنجا كه شكست هايش در مسابقات وي را از تمرين و تلاش در آن بازيها دلزده و نوميد نمي كرد ، و برعكس با سماجت تمام مي كوشيد تا در دفعه ي بعد در آن بهتر كامياب شود ؛ در اندك مدت به درجه اي رسيد كه در سواركاري با رقيبان خويش برابر شد و بازهم چندان شور و حرارت به خرج مي داد تا سرانجام از ايشان هم جلو زد. وقتي او در اين زمينه ها تعليم و تربيت كافي يافت به طبقه ي جوانان هيژده تا بيست ساله درآمد ، و در ميان ايشان با تلاش و كوشش در همه ي تمرين هاي اجباري ، با ثبات و پايداري ، با احترام و گذشت به سالخوردگان و با فرمانبردايش از استان انگشت نما گرديد. »

زندگي کوروش جوان  بدين حال ادامه يافت تا آنكه يك روز اتفاقي روي داد كه مقدر بود زندگي او را دگرگون سازد ؛  : « يك روز كه کوروش در ده با ياران خود بازي مي كرد و از طرف همه ي ايشان در بازي به عنوان پادشاه انتخاب شده بود پيشآمدي روي داد كه هيچكس پي آمدهاي آنرا پيش بيني نمي كرد.  کوروش بر طبق اصول و مقررات بازي چند نفري را به عنوان نگهبانان شخصي و پيام رسانان خويش تعيين كرده بود. هر يك به وظايف خويش آشنا بود و همه مي بايست از فرمانها و دستورهاي فرمانرواي خود در بازي اطاعت كنند. يكي از بچه ها كه در اين بازي شركت داشت و پسر يكي از نجيب زادگان ماد به نام آرتمبارس بود ، چون با جسارت تمام از فرمانبري از کوروش خودداري كرد توقيف شد و بر طبق اصول و مقررات واقعي جاري در دربار پادشاه اكباتان شلاقش زدند. وقتي پس از اين تنبيه ، كه جزو مقررات بازي بود ، ولش كردند پسرك بسيار خشمگين و ناراحت بود ، چون با او كه فرزند يكي از نجباي قوم بود همان رفتار زننده و توهين آميزي را كرده بودند كه معمولاً با يك پسر روستايي حقير مي كنند. رفت و شكايت به پدرش برد. آرتمبارس كه احساس خجلت و اهانت فوق العاده اي نسبت به خود كرد از پادشاه بارخواست ، ماجرا را به استحضار او رسانيد و از اهانت و بي حرمتي شديد و آشكاري كه نسبت به طبقه ي نجبا شده بود شكوه نمود. پادشاه کوروش و پدرخوانده ي او را به حضور طلبيد و عتاب و خطابش به آنان بسيار تند و خشن بود. به کوروش گفت: « اين تويي ، پسر روستايي حقيري چون اين مردك ، كه به خود جرئت داده و پسر يكي از نجباي طراز اول مرا تنبيه كرده اي؟ » کوروش جواب داد: « هان اي پادشاه ! من اگر چنين رفتاري با او كرده ام عملم درست و منطبق بر عدل و انصاف بوده است. بچه هاي ده مرا به عنوان شاه خود در بازي انتخاب كرده بودند ، چون به نظرشان بيش از همه ي بچه هاي ديگر شايستگي اين عنوان را داشتم. باري ، در آن حال كه همگان فرمان هاي مرا اجرا مي كردند اين يك به حرفهاي من گوش نمي داد. »

استياگ دانست كه اين يك چوپان زاده ي معمولي نيست كه اينچنين حاضر جوابي مي كند ! در خطوط چهره ي او خيره شد ، به نظرش شبيه به خطوط چهره ي خودش مي آمد. بي درنگ شاكي و پسرش را مرخص كرد و آنگاه ميتراداتس را خطاب قرار داده بي مقدمه گفت : « اين بچه را از كجا آورده اي؟ ». چوپان بيچاره سخت جا خورد ، من من كنان سعي كرد قصه اي سر هم كند و به شاه بگويد ولي وقتي كه استياگ تهديدش كرده كه اگر راست نگويد همانجا پوستش را زنده زنده خواهد كند ، تمام ماجرا را آنسان كه مي دانست برايش بازگفت.

استياگ بيش از آنكه از هارپاگ خشمگين شده باشد از کوروش ترسيده بود. بار ديگر مغان دربار و معبران خواب را براي رايزني فراخواند. آنان پس از مدتي گفتگو و كنكاش اينچنين نظر دادند : « از آنجا اين جوان با وجود حكم اعدامي كه تو برايش صادر كرده بودي هنوز زنده است معلوم مي شود كه خدايان حامي و پشتيبان وي هستند و اگر تو بر وي خشم گيري خود را با آنان روي در رو كرده اي ، با اين حال موجبات نگراني نيز از بين رفته اند ، چون او در ميان همسالان خود شاه شده پس خواب تو تعبير گشته است  و او ديگر شاه نخواهد شد به اين معني كه دختر تو فرزندي زاييده كه شاه شده.  بنابرين ديگر لازم نيست كه از او بترسي ، پس او را به پارس بفرست. »

تعبير زيركانه ي مغان در استياگ اثر كرد و کوروش به سوي پدر و مادر واقعي خود در پارسومش فرستاده شد تا دوره ي تازه اي از زندگي خويش را آغاز نمايد. دوره اي كه مقدر بود دوره ي عظمت و اقتدار او و قوم پارس باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 4:37  توسط محمد  | 

جواب بده؟؟؟؟؟؟


 

 

دوست داشتی زبانت به این اندازه بود؟؟؟!جوابشو ثبت کن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 3:35  توسط محمد  | 

بخند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 3:29  توسط محمد  | 

آرامگاه کورش بزرگ5

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:56  توسط محمد  | 

اآرامگاه کورش بزرگ4

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:49  توسط محمد  | 

آرامگاه کورش بزرگ 3 (معماري آرامگاه)برای هم رشته های خودم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:44  توسط محمد  | 

آرامگاه کورش بزرگ 2

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:37  توسط محمد  | 

آرامگاه کورش بزرگ

مقدمه ای بر آرامگاه کوروش

اولين بنايي كه در بدو ورود به محوطه تاريخي حفاظت شده پاسارگاد با آن مواجه مي شويم بنايي موسوم به آرامگاه كوروش كبير ميباشد
کوروش کبیر (529-580 قبل از میلاد) اولین امپراتور هخامنشی بود...
 او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد
از او به عنوان کشورگشایی بزرگ یاد شده است زیرا در زمانی حاکم بزرگترین امپراتوریهایی بود که تا کنون به وجود آمده اند
او به خاطر بردباری،. بی مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:30  توسط محمد  | 

انقلاب مشروطه از آغاز تا....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:25  توسط محمد  | 

سخن بزرگان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:2  توسط محمد  | 

فكر روز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:32  توسط محمد  | 

خوشبختی.جالبه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:31  توسط محمد  | 

عکس

تخت جمشيد

 


    

مجسمه پروكوپيوس و صفحه اي از تاريخ محرمانه او

مجسمه پروكوپيوس و صفحه اي از تاريخ محرمانه او

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:25  توسط محمد  | 

قصه ملک جمشيد و چهـل گيسو بانو يا قصه چـين و ماچين

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:16  توسط محمد  | 

ضرب المثلهاي بختياری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:1  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 23:43  توسط محمد  |